تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
نام نهادى ، چگونه محيط هر دو عالم است . يعنى عالم ارواح و عالم اجسام ، زيرا كه عالم ارواح و عالم اجسام داخل هستى است ، و وراى عرش اعظم هيچ شىء موجود نيست ، بل عدم محض است ، كه حكما لا خلا و لا ملا گفته‌اند ، از اين جهت كه فوق او هيچ نيست .
چرا كردند نامش عرش رحمان * چه نسبت دارد او با قلب انسان
چرا در جنبش‌اند اين هر دو مادام * كه يك لحظه نمىگيرند آرام
شيخ مىفرمايد ، كه فلك نهم را چرا عرش رحمان گفته‌اند ، كه در حقيقت عرش رحمان قلب انسان است ، چه نسبت دارد ، آن با قلب انسان ، كه به جهت آن نسبت ، او را عرش رحمان توان گفت . مىفرمايد ؛
مگر دل مركز عرش بسيط است * كه اين چون نقطه آن دور محيط است
شيخ دو چيز پرسيده بود ، يكى آنكه او را چرا عرش رحمان گفته‌اند ، و يكى ديگر آنكه چرا در جنبش‌اند هر دو مادام . از سؤال اوّل جواب چنين گفت :
مگر دل مركز عرش بسيط است * كه اين چون نقطه ، آن دور محيط است
مىفرمايد كه نسبت بينهما مگر آن باشد كه قلب مركز عرش اعظم است ، و عرش اعظم صورت انبساط و صورت تفصيل او . از اين جهت او را عرش رحمان توان گفت بر سبيل مجاز . اين معنى را كه عرش اعظم صورت تفصيل و صورت انبساط قلب است كه مركز واقع است ، تمثيل كرد ، به نقطه‌اى و دور محيط ، چنان كه نقطه محل استواى دور محيط است ، يعنى وجود دور محيط به نقطه است ، بلكه دور محيط صورت تفصيل و انبساط نقطه است فافهم . و از سؤال دوم جواب نفرمودند ، مگر بنا بر آن است كه جواب ظاهر است ، جواب آن است كه حركت قلب از جهت ورود تجليات است ، و حركت عرش اعظم به جهت وصول به علت