غايى خود ، و همه را حركت خاصه خود نيز است ، كه اين متقضاى ذات اجرام است .
فلك اطلس نيز محرك همه است ، در يك شب و روز دورة ماه تمام مىكند ، و مجموع آنها را با خود به همراه مىبرد ، اگر چه همه را حركت خاصه خود هست ، و دورات ايشان به حسب حركت خاصهء خود مختلف مىشوند ، بعضى در سالى يك دوره تمام مىكنند ، مثل فلك شمس و بعضى در يك ماه مثل فلك قمر تقريبا ، و بعضى در دو سال و نيم ، و زحل در سى سال و فلك ثوابت در سيصد و شصت هزار سال ، كوكب را كه در فلك هشتم است از جهت قلت حركت به مرتبه ثابت داشتهاند ، اگر چه در علويات هيچ چيز ثابت نيست ، به غير از نفس كواكب .
معدل كرسى ذات البروج است * كه او را نه تفاوت نه عروج است 119
يعنى فلك اطلس ، كرسى فلك ثامن است ، معنى اين سخن آن است ، كه فلك ثامن را به دوازده قسم كردهاند ، و هر قسمى را برجى نام نهادهاند ، و صورت بروج اين دوازدهگانه ، صورت بروج دوازدهگانه زير فلك اطلس نشسته است ، از اين جهت كرسى گفتهاند كه محل قرارگاه اين صور است ، و هر برجى را تسميهاى كردهاند به اسم شىء ، كه صورت آن شىء از اجتماع كواكبى كه در آن برج است ، مخيّل و مصور مىگردد .
مثل آنكه قسم اول را حمل گفتهاند ، از جهت آنكه از اجتماع كواكبى كه در آن قسم است ، صورتى كه مصوّر مىشود ، صورت گوسفند است ، پس اين قسم را هم گوسفند تسميه كردهاند و قس على هذا .
ثور و جوزا و سرطان و اسد و سنبله و ميزان و عقرب و قوس و جدى و دلو و حوت ، هر يكى را به اسم شىء در آن برج مخيل مىشود ، و مجموع بروج مسمى است به اسماى صور ما فيها ، اين است كه شيخ ذكر