است . و با كمال چون ناقصان عارف دل افكار است . بخلاف زاهد كه نظر او بر خود و خلق است . به امتياز عمل از خلق ، مغرور و معجب است . و به خودپسندى در كارست . و بدين سبب به حقيقت در كسب ادبار است .
ص 52 س 1 - 2 . بنابراين سخنان ، در ذلت دوستان و اهل اللّه به چشم حقارت نبايد نگريست ، و آن را نعل باژگونه بايد ديد . چه اگر به صورت و ظاهر بد مىنمايد ، بمعنى و حقيقت راه مىگشايد . و ترقى مىدهد . چه درد و نيازمندى و رجوع مىآرد .
جرمى كه رخت ما به حريم فنا كشد * [ بهتر ز ] طاعتى كه به عجب و ريا كشد
ص 52 س 3 - 4 . بواسطهء آنكه آن حضرت - صلى اللّه عليه و سلم - جامع جميع حقايق انبياست .
ص 52 س 4 - 6 . پس ولى اين نسبت هر چه از مشكات روحانيت انبياء . .
گيرد ، به حقيقت [ از ] آن حضرت - صلى اللّه عليه و سلم - گرفته باشد . چه همه به حقيقت هرچه دارند [ از ] حقيقت او دارند [ كه ] كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين .
ص 56 س 3 . يعنى حضور مع اللّه در طريقهء ما بر عكس طريق ديگران افتاده است . در طرق ديگران در خلوت و جدايى از خلق ، نسبت حضور مع اللّه از ميان خلق افزون است . و در ظاهر اين پسنديده و ميمون و موزونست . و درين طريق در ميان خلق به شرط نادر آويختن به ايشان نسبت حضور مع اللّه افزونست . و اين معنى بواسطهء نيت است ، كه بىاختيار ايشان در ايشان ظاهر كردهاند ؛ كه حقيقت نيت - كه به حقيقت در تحت اختيار نيست - درين طريقه درين صورت افتاده است .
و نيت خاطر ربانى و القاء ملكى است . و صاحب نيت كسى است كه از باطن وى نفى شده خواطر شيطانى و وساوس نفسانى ؛ چه نفس مقهور احكام دل گشته . پس هرآينه عمل به خاطر ربانى و القاء ملكى نتيجهء صواب دهد . و تفاوت ميان طرق اهل حق باعتبار اهل نيت است . هريك ازين طايفه را به حكم استعداد فطرى نيت نوعى افتاد .
پس همه خوبست . و نيت عمل را به مثابهء جانست ؛ كه بىآن ، عمل بمعنى ناتوان است .
ص 54 س 15 . نتيجه در دنيا عبارتست از ظهور جذب الهى و ذوق حب او [ در ] دل كه لازم نفى شدن وجود بشريت است .
ص 55 س 1 . يعنى عمل بايد كه در اصل از براى عبوديت بود ، نه از