معتد به است . و اگر نه حصول تنبيه و تشويق بىمهمى و فايدهيى نيست . و اين ظاهرست . و حكمتى ديگر آنست كه طالبان به اندك فايده و مهم علمى خورسند نباشند ، چه حظ « 1 » علمى خورسندى ندهد و شهود مىآرد .
ص 40 س 4 - 5 . اين درويش از صاحبدلى شنيده كه مىفرمود كه ارواح انبيا بعد از دخول در درجهء ولايت ظاهر مىگردند . و آنچه پيش از ولايت سالكان ظاهر مىگردد ، لطائف ايشان [ است ] . و اين سخن حضرت خواجه - قدس سره - دران مىنگرد .
ص 41 س 8 - 9 . يعنى فوق اين كسب را مدخل نيست . كسب تا اينجاست و بس ، ديگر وهب است . پس كار بنده تا اينجا مىگردد تمام ، ديگر كار حق است سبحانه ، و السلام .
ص 42 س 2 . و به حقيقت قطع علايق كه تعلقات ظاهريست ، و قطع عوايق كه تعلقات باطنى است ، بىظهور مقدمهء جذبه - كه حلاوت است در ذكر بمذكور - ميسر نيست . پس تا اين مقدمه حاصل نيايد ، سالك را ذكر بايد گفت كه طريق او ذكرست .
ص 42 س 2 . و آنچه حضرت ولايت منقبت خواجهء احرار خواجه ناصر الدين عبيد الله - قدس سره - فرمودهاند كه مراقبه نبايد از كسى كه يك بار به ذوق عدم نرسيده باشد ، مؤيد قول اين درويش است .
ص 42 س 19 . آيا ذكر حكم قرآن ندارد ؟ . چه او نيز از تلقاء نفس نيست .
و درين قيد دغدغه مىرود .
ص 44 س 7 - 9 . ازين سخن ظاهرست كه طريقهء خواجگان در روش ايشان دوام ذكرست و مراقبه تا نهايت و ترك نوافل طاعت . حضرت خواجه - قدس سره - آنگه سخنان و روش طرايق « 2 » ديگر نيز آوردهاند . آن مىنمايد كه مفهوم گرداند طالبان اين طريق را كه طرق ارباب حق حق است و عمل بر آن مورث حصول قرب . غايتش آنكه هريك ازين طايفه را به حكم استعداد طريقى است كه آن طريق نسبت به حال او بهترست . و اختلاف از اينجاست .
هامش
( 1 ) - ص : حطه
( 2 ) - ص : طريق