براى [ حصول ] نتيجه . اگر چه از قصد عبوديت نتيجهيى را هم چشم بايد داشت .
فضل حق را طالب بايد [ بود ] ، نه آنكه مطلقا عبوديت [ را ] ملحوظ ناداشته [ همتش ] ناظر فايده و نتيجه بود .
ص 56 س 3 . يعنى معلوم سالكان نيست و نمىشود كه در چه صفت از صفاتى كه سالكان را مىدارند در آن - مثل توحيد و معرفت و معاندت و محبت و غيره - خواهند داشت ، ختم بر كدام صفت خواهد بود . پس گاهى در سكون ايمن باشند از گردش ، و گاهى از قلق در اضطراب . و بجز ابتدا و وسط معلوم نيست « 1 » . و غالبا مراد از وسط نه وسط حقيقى است . . .
ص 57 س 6 . مراد از خوف و حزن ، خوف و حزنى است كه در مراتب دنيا و آخرت بود . چه شهود جمال و جلال حضرت احديت ، عظم راحت و محنت دنيوى و اخروى را پست سازد . و در نظر اعتبار نمىگذارد . پس خوف در مستقبل از ظهور محنت ، و حزن در ماضى و حال ، ايشان را نباشد . خواجهء انصارى - قدس سره - درين معنى فرموده : الهى اگر خواهى نواخت ، بهشت ديگر بايد آسايش او را ؛ و اگر خواهى گداخت ، دوزخ ديگر بايد آلايش او را . و با آنكه نظر ايشان از غير حق برخاسته « 2 » ، بواسطهء شهود عظمت الهى قايممقام حزن و خوف آمده . . . به مرتبهيى كه آثار خوف و حزن ايشان بكمال ظاهر گشته .
ص 58 س 1 - 2 . ازين سخن ظاهر مىگردد كه خوف خاصه چون خوف عامه نيست . خوف عامه از تحويل و گردش است از ايمان به كفر و از سعادت به شقاوت . خوف خاصه از شهود و قدرت و بىعلتى و دريافت عظمت الهيت است .
شاهدان در خشيت است بىنظير در ماضى و مستقبل . و اين در اداى حقوق عبوديت تمامتر است . و مكر در حق خاصه ، ابقاى احوال است با ترك ادب ؛ و ازين مكر ايمن نمىتوان بود . و مكر در حق عامه ، ارداف نعم است ، با مخالفت و بشارت غفران امن ازين مكر حاصل مىآيد .
ص 59 س 13 . چه نبى و ولى قوت تصرف در بواطن طالبان [ را از ] جذب ( قدرت ؟ ) حق - سبحانه - دارند ، و در پرتو نور او دلها مىربايند . او بود و بس ، و با وى [ در ] اين معنى شريك نيست كس .
هامش
( 1 ) - ص : است
( 2 ) - ص : برخواسته