غايت صديقيت قربيت است كه متصل به ولايت [ است ] .
ص 15 س 4 . از مشايخ طريقت هر كسى را كه روح كاملى تربيت كرده ، او را داخل اويسيان داشته « اويسى » گفتهاند ، بسبب مناسبت او با اويس قدس سره .
ص 15 س 14 - 16 . غالبا غرض نه آنست كه فضيلت ثابت شود مر طريق بىواسطه را بر طريق بهواسطه . چه نزد همهء ارباب تحقيق مقرر و محقق است كه طريق بهواسطه اكمل و افضل است و در تحقيق تمامترست . پس غرض آنست كه شرف آن پيدا شود . و فرقست ميان شرف و فضل ، و جمع هر دو افضل بود . پس همت بر جمع هر دو بايد گماشت و مركب همت را در ميدان هر دو طريق بايد تاخت .
ص 17 س 3 - 4 . معنى كلام نه اين مىنمايد كه سالك به هر دو صفت جلال و جمال تربيت يابد و پرورده گردد . در ظهور هر دو در قبلهء ذات متخلف نگردد ، و در هر دو بر يك حال بود ، و به حكم اين از حكم آن خود را تهى نيابد . و در يك آن به آثار هر دو محقق بود نه آنكه جمال عين جلال شود يا عكس .
ص 18 س 3 - 15 . محمد زاهد نيز چون مريد ابو تراب نخشبى تربيت به صفت جمال يافته بود و از جلال اثرى در وى پديد نيامده بود . از آن جهت در آن حالت حضرت خواجه و امر ايشان كه از حكم جلال بود ، وديعت حيات سپرد و از حال رفت . و حضرت خواجه بعد از آن به صفت جمال غالبان موصوف شده ، تربيت « 1 » وافر بخشيدهاند و به حال باز آورده . و خواجه را در وقت زنده گردانيدن او روحانيت بر جسمانيت چون وجود اخروى غالب بوده ، و اين وصف درين موطن بر حضرت عيسى - على نبينا و عليه السلام - غالب بوده ، از آن جهت معجزهء وى احياء اموات بوده . پس حضرت خواجه را حصول اين معنى بسبب مناسبت به حال عيسى بوده ، و در آن عالم بواسطهء غلبه بر روحانيت بنده را اقتدار بر حصول هر چيز بىكسب او حاصل آيد ، و درين عالم گاهى اوليا را دست دهد . و اين به حقيقت بواسطهء اتصافست به صفت ارادهء كليهء حق - سبحانه و تعالى - و اين اتصاف به شرط غلبهء روحانيت است .
ص 20 س 7 - 18 . هر كس را كه از جانب روحانيت و احكام او بر جسمانيت
هامش
( 1 ) - ص : به تربيت