از كيست قد و رويت چون نيست غير تو كس * هر لحظه در لباسى هر لمحه در نقابى
1695
ساقى و باده چون نيست الا يكى پس از چه * در هر طرت فتاده مستى است از شرابى
دست تو در گل ما مهر تو در دل ما * نوريست در كلامى گنجى است در جوابى
چون كس نبود جز تو در عرصه دو عالم * كز وى كنى سؤالى او را دهى جوابى
در آينه نظر كرد روى تو ديد خود را * با خويشتن درآمد هر لحظه در عتابى
با عكس خويش مىگفت هر ساعتى حديثى * با نقش خويش مىكرد هر لمحهء خطابى
1700
غير تو نيست اما هستى همىنمايد * چون پيش چشم تشنه در باديه سرابى
اى آفتاب تابان در مغربى نظر كن * كز روى توست عكسى وز مهر تست تابى
172
اى ديده بگو كز چه سبب مست و خرابى * اى دل تو چنين مست و خراب از چه شرابى
اى سينه بىكينه ، تو مجروح چرايى * سوزان جگرى از چه چنين گشته خرابى
اى ماهى جان تشنه چرايى تو شب و روز * در آب نفس مىزنى و در تك و تابى
1705
وى ماه شب افروز چرا زار و نزارى * وى مهر درخشنده چرا در تبوتابى