1590
حرفهائى كه در اوراق جهان مسطورند * هست آن جمله خط دوست بخوان هيچ مگو
آنك در كسوت هر پير و جوان است نهان * چو عيان گشت بر پير و جوان هيچ مگو
چون ترا خازن اسرار نهانى كردند * سر نگهدار ز اسرار نهان هيچ مگو
مغربى آنچه توان گفت بهر كس مىگوى * و آنچه گفتن بر هر كس نتوان هيچ مگو
163
آنك خود را مىنمايد از رخ خوبان چو ماه * مىكند از ديدهء عشاق در خوبان نگاه
1595
و انك حسنش را بود از روى هر مهرو ظهور * هست عشقش در دل عشاق مسكين جلوهگاه
عشق از معشوق بر عاشق كند آغاز جور * تا كه عاشق از جفاى او بعشق آرد پناه
چون وجود اين به آنست و ظهور او به اين * اين چو محو عشق گردد آن شود بىاين تباه
عشق كثرت برنتابد پيش او باشد يكى * يوسف و گرگ و زليخا و عزيز و جاه و چاه
هيچ ننمايد انجم در فروغ آفتاب * همچنان كز غايت نزديكى خورشيد ماه
عشق چون خود كرد با خود آنچه كرد و مىكند * بس نباشد عاشق و معشوق را جرم و گناه