از خانقه و صومعه « 1 » و مدرسه رستيم * ز اوراد رهيديم و ز اوقات گذشتيم
1315
وز مدرسه و درس و مقالات برستيم * وز شبهه و تشكيك و سؤالات گذشتيم
وز كعبه و بتخانه و زنار و چليبا * وز ميكده و كوى خرابات گذشتيم
[ در خلوت تاريك رياضات كشيديم * در واقعه از سبع سماوات گذشتيم « 2 » ]
ديديم كه اينها همگى خواب و خيال است * مردانه ازين خواب و خيالات گذشتيم
اى شيخ اگر جمله كمالات تو اينست * خوش باش كزين جمله كمالات گذشتيم
1320
اينها به حقيقت همه آفات طريقند * المنة لله كه ز آفات گذشتيم
ما از پى نورى كه بود مشرق انوار * از مغربى و كوكب مشكات گذشتيم
137
از خانقه و صومعه و مدرسه رستيم * دور كوى مغان با مى و معشوق نشستيم
سجاده و تسبيح به يك سوى فكنديم * در خدمت ترسابچه زنار ببستيم
در مصطبهها خرقه ناموس دريديم * در ميكدهها توبه سالوس شكستيم
1325
از دانه تسبيح شمردن برهيديم * وز دام صلاح و ورع و زهد « 3 » بجستيم
در كوى مغان نيست شديم از همه هستى * چون نيست شديم از همه هستى همه هستيم
هامش
( 1 ) - زاويه سپه
( 2 ) - اين بيت در سپه آمده
( 3 ) - سپه برستيم