خاتم ملك سليمانى ز چيست * حكم « 1 » تسخيرات خاتم از كجاست
گاه « 2 » شادى گاه غمگينى ولى * مىندانى شادى و غم از كجاست
325
اين كه باشد مردمان را در جهان * گه عروسى گاه ماتم از كجاست
چيست اصل فكرهاى مختلف * و اين خيالات دمادم از كجاست
آن يكى را انده دايم ز چيست * و اين يكى پيوسته خرم از كجاست
مغربى گر ز آنك مىدانى بگوى * كين يكى بيش آن يكى كم از كجاست
33
بر آب حيوة تو جهان همچو جهانى است * او نيز اگر باد رود از سرش آبى است
330
از مهر تو يك تاب جهان كرد پديدار * ذرات جهان جمله عيان گشته زبانى است
حرفيست جهان از ورق دفتر علمت * هر چند كه او خود به سر خويش كتابى است
زان ديده كما هى نتواند رخ او ديد * كآويختهتر روى وى از نور نقابى است
هامش
( 1 ) - ملك و سپه حكم و تسخيرات خاتم از كجاست اصلاح شد
( 2 ) - دو بيت در ملك و سپه بود .