تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
و كلام خداى تعالى [ را ] كه صفت ذات وى است قرآن خوانند و قرائت مصحف را نيز قرآن خوانند از بهر آن كه ما را كلام خداى تعالى معلوم و مفهوم آيد از قرائت قارى . و كتابت مصحف همىآيد بدين معنى ورا قرآن خوانند . پس هر چيزى كه ورا قرآن خوانند جز كلام خداى تعالى ، محدث و مخلوق است و كتابت مصحف مخلوق است هر چند ورا قرآن خوانند ، و قرائت قارى مخلوق است هر چند ورا قرآن خوانند . و چون از قرآن مراد كلام خداى عز و جلّ خواهى ، محدث نبود و مخلوق نبود و چون نام قرآن كسى مطلق ياد كند مفهوم نيايد مگر كلام خداى عز و جلّ ، پس قرآن را غير مخلوق بايد دانستن . و وقف كردن اندر قرآن از دو بيرون نيست : يا آن كه وقف كردن او از بهر آن است كه محدث و مخلوق داند و قرآن به نزديك وى مخلوق باشد و وقف كردن تقيه است ، يا وقف كند و وى معتقد بر آن كه قرآن صفت ذات خداى است پس معنيى نيست مر وقف كردن ورا بر عبارت حق و گفتن حق و اين به سبب آن گفت كه گروهى هستند كه ايشان را : « واقفيان » خوانند و گويند : قرآن كلام خداى است نه مخلوق گوييم و نه غير مخلوق گوييم ، كلام بگوييم و وقف كنيم . و نزديك ما وقف كردن خطا است از بهر آن كه هر چيزى كه انكار وى كفر است ، وقف آوردن و شك آوردن اندر وى هم كفر است . نبينى اگر كسى گويد خداى نيست كافر شود و اگر وقف كند و گويد : ندانم كه هست يا نيست هم كافر شود ، و اندر نبوت پيغمبر عليه السلام همچنين ، و اندر همهء شرائط ايمان همچنين . و اعتقاد دارد بر آن كه قرآن صفت خداى است و صفات خداى نباشد مخلوق و اين كس آزموده نگشته است به كسى كه مر آن را كه همى وى گويد نفى كند يا بر وى واجب گردد اثبات كردن و گويد قرآن كلام خداى