تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
نقل است كه شبلى رحمة اللّه عليه اندر بازار بغداد همىرفت . شخصى بانگ همىكرد كه سعتر برى . شبلى نعره‌اى بزد و بىهوش گشت . چون باز هوش آمد ، او را گفتند : ترا چه افتاد ؟ گفت من چنين شنيدم كه : « سع تربرى » « 1 » مگر آن ساعت مشاهدت حق تعالى سر او را غلبه كرده بوده است و سماع اين كلمات با مشاهدت وى برابر افتاده است تا مر او را وجد پديد آمده است . و نيز روزى هم شبلى رحمة اللّه عليه بشنيد كه مردى همىگفت : ما بقى عندنا الا واحد . نعره‌اى بزد و گفت : و هل كان الا واحد ؟ مگر سر وى اندر آن ساعت اندر جلال وحدانيت مشاهد و متحير گشته بود آن سماع با وقت وى موافق آمد . و گروهى از اين طايفه سماع بر اين وجه روا داشتند كه بىاختيار باشد ، پس چون اختيار پديد آمد آن سماع را معلول دانستند . سخن سماع بر اختصار ياد كرده شد . و فيما ذكرنا كفاية لمن تأمل و تدبر و تفكر و الحمد للّه على ما وفق و نستغفره من زلة او تقصير وقع فيه و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم . و حسبنا اللّه و نعم الوكيل و نعم المولى و نعم النصير و صلى اللّه على سيدنا محمد المصطفى البشير و النذير و السراج المنير و على آله و اصحابه و ذرياته الطاهرين و الذين اتبعوهم من الآن الى قيام يوم الدين . فرغ من استخراج هذا الكتاب من [ الكتاب الشرح ] « 2 » التعرف فى غرة
هامش
( 1 ) - خلاصه : اصعد ترى برى و شرح تعرف ج 4 ص 202 : ابيع برى برى كه خطا است و تصحيح با توجه به معنى و قرينهء لفظى است . ( 2 ) - آن چه بين دو علامت گذارده شده در متن خلاصه سياه و ناخوانا است به تقريب و احتمال ممكن است چنين باشد . تنها پس از حرف امن خوانده مىشود .