و نيز سماع ملايكه باشد . نيز به خبر آمده است كه چون بهشتيان اندر بهشت فرود آيند بادى از زير عرش بيايد كه آن را باد لطافت خوانند . برگهاى درختان بجنباند ، برگ بر يك ديگر سايد و كنگرهها « 1 » و كوشكها و حلقههاى درها را بجنباند ، آوازهاى سماع پديد آيد چنان كه هرگز هيچ گوشى چنان آواز نشنيده باشد و بدان خوشى آواز سماع نكرده باشد . باز بر اثر آن سماع ، ديدار باشد . و نيز لذت سماع قرآن از داود و اسرافيل « 2 » عليهم السلام باشد چنان كه به خبر آمده است . و بعضى مفسران گفتهاند اندر قول خداى تعالى :
« فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ »
« 3 » قيل يحبرون بالسماع .
دل ايشان را به سماع شاد گرداند ، و اين همه در تحت آن سماع مولى است عز و جلّ چنان كه فرمود :
« سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ »
« 4 » و به خبر آمده است :
بينا اهل الجنة فى الجنة اذا شرف عليهم الرب جل جلاله فقال سلام عليكم عبادى اشتقتم الى لقائى فها انا اذا فانظروا الى . پس درست گشت به صحت امر سماع ابتداء و انتهاء شرعا و عرفا عند اهل التخيير و اهل التمييز « 5 » .
باز در كتاب گفت : سماع بر سه گونه است : آسودن است از رنج وقت و نفس زدن است مر خداوندان احوال را و سر حاضر گردانيدن است خداوندان - شغلها را . يعنى دليل است كه جز بر اين سه معنى سماع كردن روا نيست و اين سماعى است كه فيما يحل باشد . پس چون سماع لهو و طرب باشد آن خود حرام است و معصيت است و هر كس كه معصيت را و حرام را استعمال كند ، اگر حرام دارد فاسق است و اگر حلال داند كافر است و ما را سخن اندر استباحت اين سماع نيست و ليكن سخن اندر آن است كه به اصل اندر طبعها « 6 » مر سماع
هامش
( 1 ) - كذا . . .
( 2 ) - شرح تعرف ج 4 ص 198 : داود و ادريس و ظاهرا صحيح همين است
( 3 ) - سورهء 30 روم آيهء 15
( 4 ) - سورهء 36 يس آيهء 58
( 5 ) - شرح تعرف ج 4 ص 198 : عند اهل التمييز و عند غير اهل التمييز
( 6 ) - خلاصه :
اندر طبعها را مر سماع قابل