و گروهى گفتند كه اصل سماع از انتظار مستقبل است نه از حكم ماضى .
و مستقبل آن است كه ندانند « لا بشرى » ندا آيد يا « تخافوا » چون سماع پديد آيد از فزع اين دو « لا » تواجد و اضطراب پديد آيد . اما به هر معنى كه هست [ در ] لذت سماع و قرب وى همه ملتها متفق عليهاند . الا آن است كه هر گروهى را اندر سماع نصيبى است و اين بنا بر اصل خويش است . به قبول اصل سماع متفقاند و به افتراق معانى سماع مختلف . و اندر سماع تسبيح داود عليه السلام همه را اتفاق است كه با لذت سماع صوت وى همه جهان و جانوران [ را ] كه اهل خطاب و تمييزاند و ايشان [ را ] نيز كه اهل خطاب و تمييز نيند مسخر گردانيد . و خلاف نيست ميان آن گروه كه به صحت نبوت انبياء بگويند كه آن نغمت وى معجزهء نبوت بود و معجزهء انبياء جز حق نباشد .
و گفتهاند كه چون يوسف را عليه السلام به چاه افكندند ، خداى تعالى اندر آن چاه مارى بيافريد تا مر يوسف را به آوازى خوش تسبيح همىكرد تا اندر لذت آن سماع ، وحشت آن چاه خوش گشت . و چون موسى عليه السلام از چيزى متوحش گشتى . آن عصاى وى خداوند را عز و جلّ تسبيح كردى تا وى به لذات آن تسبيح انس يافتى . و چون يونس عليه السلام اندر شكم ماهى گرفتار گشت آن ماهى را امر آمد كه از تسبيح مياساى تا دوست ما پژمان نگردد .
نيز سليمان عليه السلام [ كه ] مرغان بالاى سر وى تسبيح كردند و مر او را به لذت سماع آن تسبيح انس بودى . روزى تسبيح هدهد نشنود ، طلب كردن او را علت اين بود و القصه بطولها .
و به خبر آمده است كه مصطفى صلوات اللّه عليه گفت مر ابو موسى الاشعرى را چون قرآن همىخواند : لقد اوتى هذا مزمارا من مزامير آل داود . و نيز به حديث تابوت بنى اسرائيل آمده است كه سكينه اندر تابوت مر ايشان را سماع كردى تا به قوت آن سماع با دشمن جنگ كردندى و ظفر يافتندى .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 538
مساهمون: مجهول
ص٥٣٨