تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
رضاى خويش از بندگان بر رضاى بندگان از وى ، تا بدانند كه علت رضاى بندگان از وى رضاى وى است از بندگان . تا وى از بنده راضى نباشد به رضاى ازلى ، بنده از وى راضى نباشد به رضاى وقتى . و نيز بداند كه به همان مقدار كه بنده را به قضاى وى رضا باشد او را به افعال بنده رضا باشد . باز گفت : قال اللّه تعالى :
« ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا »
« 1 » مر ايشان را باز آورديم تا باز آمدند يعنى باز آوردن خويش بر باز آمدن بندگان مقدم كرد تا بدانند كه هنر باز آمدن بندگان نبود چه فضل باز آوردن وى بود . باز گفت : سبب ارادت ايشان مر حق تعالى را ارادت حق تعالى بود مر ايشان را از بهر آن كه علت همه چيزها صنع او است و صنع او را علت نيست . يعنى خداى عز و جلّ سبب و علت بندگى است نه بندگى سبب و علت خداى است . از آن كه ارادت بندگان صفت بندگان است و محدث است ، و ارادت حق تعالى صفت حق تعالى است و قديم است . پس روا باشد كه قديم سبب گردد مر محدث را كه حدوث خود تغير است ، از عدم به وجود آمدن ، چون اصلش تغير بود بر وى تغير روا باشد . باز روا نبود كه محدث قديم را متغير گرداند كه بر قديم تغير روا نيست . از اين معنى گفت : ارادت حق سابق بايد بنده را تا بنده مريد حق تعالى آيد . باز گفت : چون درست گشت كه مريد مراد است و مراد مريد است ، درست گشت كه ارادت حق تعالى مر بنده را مقدم است بر ارادت بنده مر حق تعالى را . يعنى چون حق تعالى خواست كه بنده مر او را بخواهد ، محال باشد كه بنده او را نخواهد از بهر آن كه روا نباشد كه خلاف ارادت حق تعالى چيزى پديد آيد . باز گفت : چون مريد را مراد گردانيد و مراد را مريد ، اختلاف اسم
هامش
( 1 ) - سورهء 9 توبة آيهء 118
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 474 | مجهول / احمد على رجايى