تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢

باب الثالث و الستين - شست و سيم فى المريد و المراد « 1 »

باز گفت مريد به حقيقت مراد باشد و مراد به حقيقت مريد باشد . يعنى مريد خواهنده باشد و مراد خواسته باشد و مريد و مراد هر دو صفت بنده همىخواهد كه تا اندرين بنده صفت ارادت حق تعالى پديد نيايد كه وى خواهنده و جويندهء حق تعالى شود او به جهد خود نتواند شد . پس هر وقتى كه مريد حق تعالى باشد به مراد حق تعالى باشد لا محالة چنان كه فرمود :
« وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
« 2 » بندگان را مشيت اثبات كرد و لكن علت مشيت بندگان ، مشيت خود نهاد . باز گفت : از بهر آن كه خواهنده مر خداى عز و جلّ را نتواند خواستن تا ارادتى از خداى عز و جلّ در پيش نرفته باشد مر او را يعنى يا آن باشد كه حق تعالى خواسته باشد در ازل كه اين بنده مريد و دوست من باشد ، تا چون وى موجود آيد بتواند مريد خداى تعالى بودن . يا به ازل مريد بوده باشد ارادت
هامش
( 1 ) - شماره و عنوان اين باب با آن چه در التعرف ص 139 آمده است برابر است جز اين كه در التعرف : الباب الثالث و الستون - قولهم فى المريد و المراد قيد شده است . اين مبحث بىذكر شماره و باب در شرح تعرف از ص 147 ج 4 آغاز مىشود ( 2 ) - سورهء 76 الانسان آيهء 30