تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

باب السادس و الخمسين - پنجاه و ششم فى الغيبة و الشهود « 1 »

اين غيبت كه اين طايفه عبارت كنند از حظوظ نفس خويش غايب باشند و آن حظوظ را نبينند و اين غايب گشتن و ناديدن آن باشد كه در دنيا و عقبى خويشتن را بر خدا هيچ چيز واجب نبينند و اين حظوظ در او قايم باشد و با او موجود لكن غايب باشد از آن حظوظ به مشاهدهء آن چه حق را است . يعنى چون حقوق حق بر خويشتن واجب بيند هميشه مشغول آن حقوق گردد ، حظوظ نفس خويش فراموش كند در شغل حق . پس اين سخن را حكايت به دليل مىآورد : ابو سليمان دارانى چنين گفت كه روزى اوزاعى را گفتند ما آن كنيزك كبود چشم ترا ديديم در بازار او گفت : كنيزك من كبود چشم است ؟ ؟
هامش
( 1 ) - اين باب از نسخهء خطى خلاصهء شرح تعرف ساقط است كه براى اكمال معنى از شرح تعرف با توجه به متن عربى التعرف لمذهب التصوف به وسيلهء مصحح خلاصه مىشود ، عنوان باب و شمارهء آن از فهرست آغاز متن خلاصه نقل شده است كه با عنوان و شمارهء التعرف ص 118 برابر است الا آن كه در التعرف الباب السادس و الخمسون - قولهم فى الغيبة و الشهود قيد شده است . اين باب از ص 52 ج 4 شرح تعرف بىذكر شماره و قيد باب آغاز مىگردد .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 390 | مجهول / احمد على رجايى