ميان مرگ و زندگانى به امر حق ، تا گفت : الرفيق الاعلى پس هر دو اصل درست آمد .
و اين حال صحو تمامتر از حال سكر است از بهر آن كه هر كه او را حال سكر باشد بر مكروه افتد از آنجا كه خبر ندارد و از وجود كراهيت و الم خبر ندارد و اين المها بر لذتها اختيار كند پس لذت يابد در آن چه در او الم باشد از بهر آن كه مشاهدهكننده آن الم برو غلبه گرفته باشد .
و آن هشيارى كه پيش از اين مستى باشد حال او آن باشد كه الم از لذت باز داند « 1 » لكن الم را بر لذت اختيار كند از بهر ثواب را يا از بهر عوض را و از آن الم الم يابد و از آن لذت لذت يابد لكن چون لذت يابد شكر پيش آرد و چون الم يابد صبر « 2 » پيش آرد از بهر عوض يا ثواب .
پس برين معنى دو بيت حجت آورد و گفت :
كفاك بان الصحو او جدك اننى « 3 » * فكيف به حال السكر و السكر اجدر
ترا خود آن بسنده است كه چون هشيارى پديد مىآيد هستى تو در تو پديد مىآيد پس حال مستى چگونه بود كه مستى سزاوارتر است .
و در اين بيت مستى را از صحو در مىگذراند و چنين مىگويد كه چون هشيار گردى با خويشتن باشى و چون مست گردى بىخويشتن باشى پس مستى اولىتر از هشيارى تا بىخويشتن باشى و اين لفظى است متداول ميان اين طايفه كه چون بر مراد خويش جنبد گويند با خويشتن است و چون بر مراد حق جنبد گويند بىخويشتن است و آن كه صاحى باشد با خويشتن باشد اگر چه
هامش
( 1 ) - شرح تعرف ص 50 ج 4 : باز نداند ولى با توجه به عبارت عربى التعرف ص 117 : . . . ربما يختار الآلام على الملاذ لرؤية ثواب او مطالعة عوض . . .
( 2 ) - در متن شرح تعرف : صبرش آرد و تصحيح قياسى است .
( 3 ) - التعرف ص 117 : انتى