غير حق را آنجا راه نماند پس خاطر غير چگونه گذرد .
باز سهل عبد اللّه گفت آن كسها كه دعوى اين مقام كردند مر ايشان را به بلا بجنبانيدند بجنبيدند لاجرم جدا ماندند و اگر بياراميدند بپيوستند . يعنى هر كجا ظاهر تو با كسى يا با چيزى يا با مكانى اتصال دارد چون حركت كردى هم آنگاه منفصل گشتى ، سر را با حق تعالى مثال همين است اگر حركت آرد به نفس تحرك از حق تعالى منفصل گردد خواهى حركت اندر بلا گير و خواهى اندر نعمت .
باز گفت : مكاشفات القلوب كقوله : كانى انظر الى عرش ربى بارزا « 1 » .
و مشاهدات الاسرار كقوله : اعبد اللّه كانك تراه « 2 » و قول ابن عمر : كنا نتراءى اللّه « 3 » .
و الحمد للّه حق حمده و الصلاة على نبيه .
هامش
( 1 ) - قول حارثه است
( 2 ) - به موجب التعرف ص 108 گفتار پيغمبر اكرم است
( 3 ) - التعرف ص 108 : كنا نتراءى اللّه فى ذلك المكان