باز ديگرى گفت قرب آن است كه بنده بر خداى عز و جلّ دل آرد يعنى كشى و ناز كند و ذل پيش برد مر او را كما قال اللّه تعالى :
« وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ »
« 1 » بدان معنى كه سجود ذل است قرب ذل است يعنى هر چند ذل بيشتر پيش برد عز و نواخت بيشتر يابد ، چون به خويشتن نگرد همه ذل بيند چون بنگرد كه خداوند من كيست همه عز بيند ، پس آن ذل به خداوند خويش افتخار كردن باشد و آن ذل عجز و ضعف خويش عرضه كردن باشد .
باز گفت سؤال كردند رويم را از قرب ، گفت : قرب آن است كه هر چه پيش آيد از ميانه بردارى يعنى دنيا خلق است و عقبى خلق و نفس و طاعت و معصيت خلق ؛ تا دنيا از پيش برنگيرد به معنى ناآرميدن با وى و عقبى از پيش برنگيرد به معنى خويشتن [ مستوجب ] « 2 » عقبى ناديدن و تا معصيت از پيش بر - نگيرد به معنى عذر [ خواستن ] « 2 » و تا طاعت از پيش برنگيرد به معنى تقصير خويش و منت [ خداوند ] « 2 » ديدن و نفس خويش از پيش برنگيرد به معنى يك نفس بر هواى خويش نازدن ، قرب حق تعالى نيابد و چون اين همه كرده باشد كه ببيند كه من چه كردم آن ديدن وى زنار وى گردد .
باز ديگرى گفت قرب آن باشد كه ببينى كه وى با تو چه كرد و آن است كه منتها و ضيعتها [ ى ] وى بر خويشتن ببينى تا غايب گردى از ديدن افعال و مجاهدات خويش و ان البادى بالود لا يكافا يعنى بادى سابق باشد و مكافى لاحق باشد و هرگز لاحق مر سابق را اندر نيابد و نيز هر افعال و مجاهدات كه بنده بيارد و برابر شكر يك منت نهد هنوز حق منت به جاى نياورده باشد .
باز گفت و ديگر آن است كه خود را فاعل به حقيقت نبينى لقوله تعالى للنبى صلى اللّه عليه و سلم :
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى »
« 3 » و قوله تعالى
هامش
( 1 ) - سورهء 96 علق آيهء 19
( 2 ) - آن چه در داخل قلاب قرار دارد در اصل خلاصه محو است و از ص 166 ج 3 شرح تعرف نقل شده است .
( 3 ) - سورهء 8 الانفال آيهء