او را به آتش اندر اندازند غايب نگردد از آن كسى كه او را با وى انس افتاده [ است ] « 1 » .
و بزرگى گفت : انس آن است كه مر او را با اذكار دوست [ چنان انس افتد ] « 1 » كه از ديدن غير دوست غايب گردد . و انشدونا لرويم بن محمد :
شغلت « 2 » قلبى بما لديك فما * تنفك « 3 » طول الحياة من « 4 » فكرى « 5 »
گفت مشغول كردى دل مرا بدانچه نزديك تو است به همهء زندگانى از انديشهء من همى جدا نگردى « 6 » . باز گفت :
آنستنى منك بالوداد فقد « 7 » * اوحشتنى من جميع ذا البشر
گفت مرا چنان انس دادهاى به دوستى خويش كه از اين همه خلق به وحشت افكندى . باز گفت :
ذكرك لى مونس يعارضنى * يوعدنى عنك منك بالظفر
گفت : ياد تو مرا مونسى است كه مرا همى معارضه كند و اين انس مرا وعده همىكند از تو كه به تو ظفر يابم و ظفر محب امن فراق باشد . باز گفت :
و حيث ما كنت يا مدى هممى * فانت منى بموضع النظر
گفت : هر كجا باشم يا غايت همتهاى من تو مرا به جاى ديدارى . معنى مدى همم آن است كه مرا از تو از آنسوتر همت نيست . يعنى چون غايت
هامش
( 1 ) - كلماتى كه در قلاب قرار دارد در اصل خلاصه محو است و از صفحهء 163 ج 3 شرح تعرف نقل شده است .
( 2 ) - اصل : اشغلت ولى در التعرف ص 107 و شرح تعرف ج 3 ص 164 شغلت آمده كه با معنى سازوارتر است .
( 3 ) - التعرف ينفك و شرح تعرف ينفعك .
( 4 ) - اصل خلاصه فى و الفكر كه با توجه به معنى و التعرف و شرح تعرف تصحيح شده است .
( 5 ) - اصل خلاصه فى و الفكر كه با توجه به معنى و التعرف و شرح تعرف تصحيح شده است .
( 6 ) - شرح تعرف ج 3 ص 164 : در همه عمر انديشهء من چرا نكردى كه با معنى بيت عربى نمىسازد و بىگمان خطا است .
( 7 ) - التعرف ص 107 : و قد