باب التاسع و الاربعين - چهل و نهم فى القرب « 1 »
سرى سقطى گفت رحمة اللّه عليه كه قرب طاعت داشتن است مر خداى را عز و جلّ . يعنى هر كه مر خداوند را مطيعتر به خداوند قريبتر از آن كه قرب بنده به خداوند تعالى اكرام خداوند است مر او را ، هر كه مطيعتر مكرمتر و هر كه مكرمتر قريبتر . و بعد معصيت باشد هر كه عاصىتر بعيدتر از آن كه بعد بنده از حق عز و جلّ [ اهانت حق است ] « 2 » جل جلاله مر او را پس هر كه عاصىتر مهانتر و هر كه مهانتر بعيدتر . پس قرب مقدم است بر طاعت و بعد مقدم است بر معصيت . نيز طاعت بنده مثال خلعت ملوك است اندر دنيا هر كه را با خلعت بينند دليل كنند كه اين مقرب ملك است و مكرم ملك است تا اكرام ملك علت گردد مر نواخت و خلعت را نه خلعت علت گردد مر اكرام را . و چون بر كسى بند و غل بينند دليل گردد مر بعد و اهانت را تا بعد و اهانت علت گردد مر بند و غل را نه بند و غل علت گردد مر ابعاد و اهانت را .
هامش
( 1 ) - شماره و عنوان باب با التعرف ص 107 برابر است مگر اين كه عنوان در التعرف قولهم فى القرب است . اين مبحث بىذكر باب و شمارهء آن از ص 165 ج 3 شرح تعرف آغاز مىشود .
( 2 ) - آن چه در قلاب قرار دارد در اصل خلاصه محو است و از ص 165 ج 3 شرح تعرف نقل شده است .