عواقب اشهدت بعض الحضور « 1 » فما * يدعى « 2 » التكثر الا تافة « 3 » نزر « 4 »
گفت رضا تلخىهايى است كه فرو خوردن آن خرسند خوارگى باشد آنگاه كه تيرگىها [ را ] خوش گرداند . يعنى بنده آنگاه راضى باشد كه هر تلخى كه پيش آيد فروخورد و ننالد و اين آنگاه تواند كردن كه مر او را قنوع پديد آيد كه هر چگونه كه بدارند روا دارد چون به كرد حق تعالى قانع گشت « 5 » همه تلخىها او را خوش گشت و همه تيرگىها وى را روشن گشت .
و معنى بيت ديگر آن است كه چون بنده را اين رضا حاصل آمد عاقبت اين آن باشد كه بعضى از حضور ببيند . يعنى بينا شود كنندهء بلا را ، از اين تواند راضى بودن كه چون ببيند كه با من اين كه همىكند خوشى نظارهء فاعل ، همه فعلها را و بلاها را بر وى خوش گرداند .
و ( بيت ) ديگر گفت بيش آن كس جويد كه وى به ذات خويش اندكى جويد « 6 » ، چنان كه عز آن جويد كه ذليل بود و غنا آن جويد كه فقير بود .
هامش
( 1 ) - شرح تعرف ج 3 ص 148 : بعض الحظوظ و ظاهرا : حضور صحيح است .
( 2 ) - در التعرف ص 103 و شرح تعرف هر دو : يرعى است .
( 3 ) - التعرف : ناقة
( 4 ) - شرح تعرف : ندر
( 5 ) - در اصل محو شده و به قياس شرح تعرف ج 3 ص 148 اصلاح شد .
( 6 ) - معنى قسمت اخير بيت در شرح تعرف ج 3 ص 148 روشنتر و به مقصود راه برندهتر است چه مىنويسد بيش آن كسى جويد كه او به ذات خويش اندك بود .
و اين ترجمه قطع نظر از تفاوت دو لفظ آخر در شعر با قراين لفظى بعدى سازگارتر است .