نزديك من عطايى مانده است و آن آن است كه من از شما خشنود گشتم كه هرگز خشم نگيرم بر شما .
باز گفت راضى بودن بنده اندر دنيا زير رفتن احكام خداوند عز و جلّ بدانچه قلم رفته است اندر ازل مر او را اندر آخرت رضوان بار آورد يعنى هر چند حق تعالى از بنده راضىتر ، بنده به احكام خداوند راضىتر از آن كه ربوبيت مقدم باشد بر عبوديت و اين رضا ازلى خواهد و رضوان ابدى يعنى چون به ازل راضى باشد به ابد هم راضى باشد . اما ميان ازل و ابد بنده را كه اندر دنيا پديد آورد تأثير رضا اندر وى پديد آورد مر آن بنده را راضى گرداند تا رضاى بنده اثر رضاى حق تعالى باشد . باز گفت قال اللّه تعالى :
« وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
« 1 » گفت ميان بندگان قضا كند به راستى و ايشان گويند : الحمد للّه رب العالمين و اين حمد كه اندر قيامت بيارند هر دو فريق آرند بهشتيان و دوزخيان از جملهء موحدان از اهل دوزخ .
يعنى هم چنان كه آن مؤمنان كه ايشان را سوى بهشت برند حمد آرند ، آن مؤمنان نيز كه ايشان را سوى دوزخ برند هم حمد آرند كه نخست ايشان را بنمايند كه حق تعالى از شما راضى است و اين عذاب تأديب است نه عذاب قطيعت و ببينند كه ايمان با « 2 » ايشان باقى است دانند كه با وجود ايمان خلود نخواهد بود از اين شادى حمد آرند .
باز دليل مىآورد كه چون كافران و مشركان را دستورى حمد نباشد كه ايشان از حق تعالى محجوب باشند پس درست شد كه اين حمد مؤمنان آرند .
باز گفت انشدونا للنورى رحمة اللّه :
ان الرضا لمرارات تجرعها * عن القنوع « 3 » اذا ما استعذب الكدر
هامش
( 1 ) - سورهء 39 زمر آيهء 75
( 2 ) - اصل خلاصه : يا
( 3 ) - متن خلاصه عز القنوع ولى در التعرف ص 103 و شرح تعرف ص 148 ج 3 عن القنوع