تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

باب الثامن و الثلاثون - سى و هشتم فى الفقر « 1 »

بدان كه فقر اصلى بزرگ است و اصل مذهب اين طايفه فقر است و حقيقت فقر نيازمندى است و بنده جز نيازمند نباشد ، پس غنا به حقيقت صفت حق تعالى است و فقر به حقيقت صفت بنده كما قال اللّه تعالى :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ »
. « 2 » باز گفت ابو محمد جريرى كه صحت فقر آن است كه معدوم طلب نكند تا موجود گم نكند . يعنى تا با وى هيچ چيز از دنيا موجود است ديگر طلب نكند ، بعد از آن چون آن چه داشت معدوم گردد ديگر قدر ضرورت طلب كند صلاح معاش را و تقويم نفس را و اقامت شريعت را استكثار و جمع و منع را . باز گفت رفق دنيا طلب نكند مگر آن كه بترسد كه از گزاردن فريضه عاجز آيد . و ابن جلا گفت رحمة اللّه عليه درويشى آن است كه ترا نباشد و چون بباشد هم ترا نباشد معناه :
« وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
« 3 »
»
هامش
( 1 ) - شماره و نام باب با التعرف ص 95 برابر است و در شرح تعرف ج 3 ص 118 بىذكر عنوان و شمارهء باب آمده است ( 2 ) - سورهء 35 فاطر آيهء 15 ( 3 ) - سورهء 59 الحشر آيهء 9