باب السادس و الثلاثون - سى و ششم فى الزهد « 1 »
بدان كه زهد بنياد همه چيزها است و اصل است مر همه احوال پسنديده را هر كه اين اصل را درست و استوار كرده باشد بنا بر وى درست آيد . و بزرگى گفت زهد را هزار نام ستوده است و رغبت را هزار نام نكوهيده .
چون دنياى مبغوضهء حق تعالى است با مبغوضهء دوست صحبت كردن از دوست بغض آرد .
باز گفت شيخ جنيد گفت رحمة اللّه عليه كه زهد آن است كه دست از ملك خالى دارى و دل را از تتبع خالى دارى . يعنى خالى بودن از ملك از بهر آن است كه بنده مملوك است و مر مملوك را ملك محال است . و تتبع رغبت است و زهد ضد رغبت است و الضدان لا يجتمعان . و حقيقت زهد قطع قلب است نه خلو يد پس اگر هر دو مر بنده را حاصل شود كمال مقام زهد باشد .
باز گفت امير المؤمنين على بن ابى طالب رضى اللّه عنه گفت زهد آن است
هامش
( 1 ) - شمارهء باب با متن عربى التعرف ص 93 برابر است ولى عنوان آن در التعرف :
قولهم فى الزهد است و در شرح تعرف جلد سوم ص 110 بىذكر باب آمده است .