شيخ ابو الحسين نورى رحمة اللّه عليه گفت : توبه آن باشد كه باز گردى از ياد كردن هر چه جز خداى تعالى است .
و شيخ ابراهيم دقاق گفت رحمة اللّه عليه كه توبه آن است كه باشى مر خداى تعالى را وجهى بلا قفا چنان كه بودى پيش از آن قفايى بلا وجه . يعنى اقبال به حق تعالى صفت وجه است و اعراض صفت قفا است .
قال الشيخ ذو النون على كل جارحة منه توبة . توبة بالقلب نية الترك ، و بالعين الغض ، و باليد ترك البطش ، و بالرجل ترك المشى و بالسمع ترك الاصغاء حتى يأتى على كل جارحته « 1 » بالوفاء « 2 » .
ابتداى توبه رجوع است از ذنوب و سيئات ، باز رجوع است از زلات و غفلات باز رجوع است از ديدن حسنات و طاعات ، باز رجوع است از سكون آوردن با چيزى از مكونات ، باز آرام گرفتن است با عالم السر و الخفيات . و هر مقامى كه اول بدان مقام رسيدن طاعت و قرب و مشاهدت است چون از آن مقام گذشت و پيشتر رفت باز گشتن بدان مقام حجاب و معصيت است و صلى اللّه على محمد و آله اجمعين .
هامش
( 1 ) - جارحة هم مىتوان خواند .
( 2 ) - اين گفتار ذو النون در متن عربى التعرف نيست و در شرح تعرف جلد سوم ص 110 اندكى با آن چه در كتاب حاضر آمده متفاوت است بدين صورت : على كل جارحة منه توبة فللقلب ترك النية و للعين الغض و لليد ترك البطش و للرجل ترك السعى و للسمع ترك الاصغاء حتى يأتى على كل جارحته بالوفاء