و از خويشتن روى گردانيدن « 1 » . يعنى نصيب خويش همه به جاى بمانند و شادى غير خويش بر شادى خويش اختيار كنند كما قال اللّه تعالى :
« خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ . »
« 2 »
باز شيخ آن دو سخن را تفسير كرد گفت نشر مقام آن باشد كه چون عبارت كند از حال خويش عبارت كند نه از حال غير خويش به زبان علم . و معنى اتصال به قوام آن باشد كه اندر وى حالى پديد آيد كه اندر آن حال خويش چنان مشغول گردد كه به حال غير خويش نپردازد .
قال انشدونا للنورى :
ازعجتنى عن نعوت الحال بالحال * و كيف ينعت « 3 » ما لا « 4 » قال بالقال
ما كل من يدعى حالا يصدقه « 5 » * حتى يترجم عنه صاحب الحال
گفت برانگيختى مرا از نعت كردن حال به حال و مرا چنان به حال مشغول كردى كه از نعت كردن حال فروماندم . يعنى هر كسى كه مر او را حالى صفت گشت به نعت كردن آن حال حاجت نيايد . چون خوف در باطن حال گردد صفات خوف بر ظاهر چنان پديد آيد كه به عبارت كردن كه من خايفم حاجت نيايد و محبت و شوق و ديگر احوال همچنين .
باز گفت چگونه نعت توان كردن چيزى را كه قول نيست به قول يعنى
هامش
( 1 ) - ترجمهء آن چه در التعرف ص 92 آمده است با مطلب مندرج در متن خلاصه كه شبيه عبارت شرح تعرف است اندكى تفاوت دارد . عبارت التعرف چنين است : ادخال السرور على غيرهم و الاعراض عن اذاهم ولى در شرح تعرف ج 3 ص 105 كه متن عربى را نقل مىكند و بعد به شرح مىپردازد عبارت : و الاعراض عن اذاهم وجود ندارد و به همين دليل ترجمهء عن اذاهم نيامده است و ظاهرا در نسخهء مورد استناد صاحب خلاصه نيز حال بدين قرار بوده است .
( 2 ) - سورهء 7 اعراف آيهء 199
( 3 ) - در متن خلاصه : ينعت و اعراب فعلى از ص 92 التعرف است كه مناسبتر مىنمايد .
( 4 ) - در التعرف ص 92 : من لا آمده ولى با توجه به معنى و ترجمهاى كه در خلاصه ذكر شده است ما لا صحيح به نظر مىرسد زيرا مىنويسد : چگونه نعت توان كردن چيزى را كه قول نيست .
( 5 ) - التعرف ص 92 تصدقه .