تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
چون غلبه گيرد بر دواعى ملمات نفوس . يعنى كارهاى بزرگ كه مر نفس را پيش آيد چون خواطر نفسانى بر اين كارها غلبه گيرد راه يابد به ترجيح كردن كه كدام اولىتر است ، مر آن را عبارت بگستراند يعنى آن كسى كه وى به زبان عبارت كند و نشر كند مر وقت خويش را از آن باشد كه هنوز بقيتى از بقاياى نفس با وى مانده باشد ، چون در سر وى بلايى يا نعمتى پديد آيد نفس وى طاقت كشيدن آن بار ندارد خاطرها بر وى غالب گردد كه اين از كجا آمد و آخر اين چه خواهد بودن از آن احوال كه مر او را افتاده باشد خبر دادن گيرد ، آن عبارت كردن و آن خبر دادن ناليدن است چنان چون بر كسى دردى رسد كه وى طاقت و تحمل آن ندارد بنالد . باز گفت فاما چون وصلت پديد آمد حجاب افكند ميان نفس و ميان آن مادت‌ها كه او را اضطراب از آنجا پديد آمدى چون مادت‌ها معنى املا گذاشتن نفس بود تا هر چه خواهد گويد املا از وى بازگيرند بازگشت وى به گنگى باشد از همه نفسى . يعنى چون سر به حق تعالى متصل گشت تا جز حق نبيند مر نفس را از خويشتن چنان غايب گرداند كه بيش او را از كسى خبر نباشد و گوينده را شنونده‌اى ببايد چون از كسى خبر ندارد جز خاموشى و گنگى ديگر چه كند . باز گفت سؤال كردند از شيخ ابو الحسين نورى رحمة اللّه عليه كه تصوف چه باشد ؟ گفت گستردن مقام و اتصال به قوام . يعنى سخن از مقام خويش گويد نه از مقام كسى ديگر كه گفته‌اند : حال غيرك لا يغنى عنك شيئا و نيز به حال خويش قايم گردد تا حال وى مر او را از حال كسى ديگر مشغول نگرداند . و قوام معين باشد كه ذات به وى قايم گردد قوام ظاهر طعام و شراب است و قوام باطن مشاهدت و محبت . باز سؤال كردند كه اخلاق ايشان چيست ؟ گفت خلق را شاد گردانيدن
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 271 | مجهول / احمد على رجايى