ديگر را مصيب دارند حسن ظن را و مذهب خويش همى نگاه دارند احتياط را . باز گفت و هر كسى كه بر مذهبى اعتقاد كرد اندر شريعت و آن نزديك وى درست گشت به دليلى كه از كتاب يا از سنت قايم گشت يا فرعى را به اصلى قياس كرد وى بدان اعتقاد مصيب باشد چون آن كس به نفس خويش از اهل اجتهاد و استنباط باشد يعنى چون اين مجتهد به اجتهاد كار كند كار وى صواب آيد اعتقاد كردن وى مر آن كار را هم صواب باشد از بهر آن كه عمل بر اعتقاد بنا دارد نه اعتقاد بر عمل ، نخست صحت اعتقاد بايد بعد از آن جواز عمل چون اجتهاد كرد و اجتهاد وى چيزى ادا كرد بايد كه اعتقاد كند كه حق اين است از بهر آن كه اگر اعتقاد چنين نگيرد شاك باشد و اعتقاد با شك درست نباشد و با نادرستى اعتقاد عمل درست نباشد .
باز گفت هر كه از اهل اجتهاد نباشد به فتوى فقيهى كار كند و ليكن اجتهاد كند تا دل وى بر كدام فقيه قرار گيرد كه داناتر است و قول آن فقيه نزديك خداى تعالى « 1 » حجت گردد مر او را و اين نيز نوعى اجتهاد است . و گفت اجماع است بر تعجيل نماز و آن فاضلتر است نزد اين طايفه با آن كه به يقين وقت نماز آمده باشد و به گزاردن همه فرائض تعجيل كنند از پس آن كه واجب شده باشد و تقصير و تأخير و تفريط روا ندارند اندر آن مگر به عذرى . يعنى اصل معرفت آن است كه تعظيم كند به گزاردن فرمان ، و آن دليل تعظيم امر است . هر چند مر امر را اندر دل مأمور تعظيم بيشتر ، وى به طاعت وى شتابانتر . و بناى اين طريقت بر تعظيم است و مشاهدهء جلال و هيبت تعظيم بار آورد و تعظيم مسارعت بار آورد و هم چنان كه جليل خواهد كه مر جلال او را تعظيم كنند ،
هامش
( 1 ) - متن عربى عبارت التعرف ص 84 چنين است : و من لم يكن من اهل الاجتهاد اخذ بقول من افتاه ممن سبق الى قلبه من الفقهاء انه اعلم و قوله حجت له و با اين ترتيب تصور مىرود بدون عبارت : نزديك خداى تعالى هم معنى خالى از خلل باشد .