تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
جنيد و شيخ ابى الحسين نورى « 1 » و اصحاب ايشان گفتند كه آن چه بر پيغمبران رفت صلوات اللّه عليهم از زلات بر ظاهرهاى ايشان رفته نه بر اسرار ايشان ، و سرهاى ايشان مشغول بود به مشاهدت حق تعالى . يعنى سر انبياء هيچ وقت از شغل حق تعالى فارغ نباشد و بر دوام اندر تفكر جلال و جمال حق باشد ، آن مشاهدات تفكر باشد نه مشاهدت معاينه . گاه در خوف جلال باشد و گاه در رجاى جمال و سر ايشان از نفس ايشان غايب باشد و آن چه بر نفس ايشان برود بىقصد و اعتقاد رود كه قصد و اعتقاد سر را است و سر ايشان غايب باشد كما قال اللّه تعالى :
« فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً »
« 2 » فرمود كه آدم عليه السلام فراموش كرد و مر او را بدان كار قصد نيافتيم . و گفتند اعمال درست نيايد تا اندر پيش عمل عقد و نيت نباشد و آن چه اندر وى اعتقاد و نيت نباشد آن فعل نباشد چنان كه مصطفى فرمود صلوات اللّه عليه : رفع الخطاء و النسيان عن امتى و ما استكرهوا عليه . چون اسرار انبياء عليهم السلام مشغول مشاهدات جلال و عظمت و هيبت حق تعالى باشند به چيزى ديگر فراغت نيابند . باز گفت خداى تعالى آن فعل از آدم عليه السلام نفى كرد بدان كه گفت : فراموش كرد و ما او را بدان كار قصد نيافتيم ، از وى به حكم نسيان فعل نفى كرد و لا محاله فاعل آدم بود عليه السلام ، چنان كه فرمود :
« فَأَكَلا مِنْها »
« 3 » اينجا فعل اثبات كرد و لكن چون محبت عتاب واجب كرد جنايت وى بر كسى ديگر نهاد و گفت :
« فَأَزَلَّهُمَا »
« 4 » و نيز گفت : « فاستزل لهما » « 5 » گفت بلغزانيدش و هر كه را بلغزانند بيفتد و لكن جنايت لغزاننده را باشد نه افتنده را . و نيز گفت بفريفتش و فريفته كردندش .
هامش
( 1 ) - در متن خلاصه ابى الحسن آمده كه خطا است . ( 2 ) - سورهء 20 - طه آيهء 115 ( 3 ) - سورهء 20 طه - آيهء 121 ( 4 ) - سورهء 2 - بقره آيهء 36 ( 5 ) - فاستزلهما نداريم ولى در سورهء 3 - آل عمران استزل لهم داريم در آيهء 155