ايشان . معنى اتصال انقطاع باشد عما دون الحق . و گفت فانى كرد از ايشان حظهاى ايشان . يعنى ايشان از دوست مراد خويش نجويند لكن از خويشتن مراد دوست جويند و اختيار خويش از خويشتن بردارند . چنان آفريد كه خواست و چنان دارد كه خواهد .
و گفت مراد ايشان ساقط كرد يعنى مر ايشان را از دوست جز دوست مراد نماند . باز گفت : و متصرف گشتند به وى او را يعنى به وى و به قوت وى تصرف كردند و به صفت وى قايم گشتند ، خود را از صفت « 1 » خويش فانى ديدند تا متصرف نبودند و لكن مصرف « 2 » بودند آن چه كردند موافقت امر را كردند نه مر طمع عوض را ، نه خود را آوردند و لكن او را آوردند .
شيخ با يزيد گفت قدس اللّه سره : اگر خلق را پديد آيد از رسول صلى اللّه عليه ذرهاى ، آن چه زير عرش است مر او را نايستد . و هم شيخ با يزيد مىگويد معرفت خلق و علم ايشان به مصطفى صلوات اللّه عليه هم چنان است چون نمى كه به سر خيكى بسته پديد آيد ، يعنى هيچ خلق بر سر مصطفى صلوات اللّه عليه مطلع نگردند و به كمال وى را نشناسند و آن شناخت ايشان مثل كرد به آن نمى كه سر خيكى پديد آيد ، پيدا شود كه اندر خيك چيست اما دانستن لون و اوصاف و پاكى و صفا و كدر و مقدار وى به آن نم پديد نيايد .
پس اندر اشارت و عبارت وى دليل بود بر بزرگى مشاهدت وى ، اما كس را بر كمال مشاهدت وى راه نه .
و فرمود كه : لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب و لا نبى
هامش
به معنى پليدىها و ناپاكىها معنى بسيار روشن و مناسب مقام خواهد بود يعنى رجس بشريت را از آنها زدودند و سپس به حق پيوستند : و اتصلت بالجبار الخ
( 1 ) - شرح تعرف : تصرف ص 187 ج 2
( 2 ) - شرح تعرف همان صفحه مصرف فيه