و مر او را ايمن كنند از ميل كردن به غير حق .
و قوله « 1 » : و همم الانبياء حالت « 2 » حول العرش فكسيت « 3 » الانوار و رفع منها الاقدار « 4 » و اتصلت بالجبار فافنى حظوظها و اسقط مرادها و جعلها متصرفة به له .
يعنى ارواح و اسرار و همت انبياء سابق است مر همه ارواح و اسرار و همم را ، همت آن كسها كه نه انبيايند ، خبر داد كه تا حجب بروند و بايستند و دستورى خواهند تا راه يابند . باز همت پيغمبران از حجب گذشته است گرد عرش طواف كند جويان خداوند عرش ، خداوند عرش را بر عرش نيابند و از عرش از آنسو راه نيابند جز گشتن نفس است گرد عرش روى نماند ، و گشتن سر گرد عرش هم چون گشتن نفس است گرد كعبه .
بزرگان گفتهاند كه كعبه بر زمين قبلهء نفس است و عرش بر آسمان قبلهء سر است ان اللّه تعالى خلق العرش اظهارا لعظمته لا مكانا لذاته .
باز گفت : فكسيت الانوار ، يعنى اين همت انبياء را نورها پوشانيدند . حق تعالى مر اسرار خواص خويش را به انوار صفات خويش تجلى كند تا مر ايشان را از صفات غير خويش فانى گرداند .
باز گفت : و رفع منها الاقدار ، برداشت از ايشان قدرها . يعنى هيچ قدر مر ايشان را اندر نيابد و هيچ كس به مقام ايشان نرسد و از سر ايشان قدر همه چيزها برداشت تا اندر سر ايشان هيچ چيز را مقدار نماند اندر جنب قدر حق تعالى « 5 » و گفت : و اتصلت بالجبار ، به جبار پيوست سرهاى
هامش
( 1 ) - دنبالهء سخن سهل بن عبد اللّه است .
( 2 ) - التعرف : جالت ص 70
( 3 ) - شرح تعرف ص 185 : فكسبت كه خطا است
( 4 ) - در شرح تعرف ص 185 ج 2 نيز : الاقدار است ولى در متن عربى التعرف ص 70 الاقذار آمده است .
( 5 ) - چنان كه ملاحظه مىشود معنى عبارت آنسان كه بايد قانعكننده نيست . فعل فكسيت را مجهول و : رفع را معلوم معنى كرده است و با اين همه حاصل دلپذير نمىباشد .
اگر همان گونه كه در متن عربى التعرف ثبت شده است اصل كلمه الاقذار بوده باشد