تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
و مر او را ايمن كنند از ميل كردن به غير حق . و قوله « 1 » : و همم الانبياء حالت « 2 » حول العرش فكسيت « 3 » الانوار و رفع منها الاقدار « 4 » و اتصلت بالجبار فافنى حظوظها و اسقط مرادها و جعلها متصرفة به له . يعنى ارواح و اسرار و همت انبياء سابق است مر همه ارواح و اسرار و همم را ، همت آن كس‌ها كه نه انبيايند ، خبر داد كه تا حجب بروند و بايستند و دستورى خواهند تا راه يابند . باز همت پيغمبران از حجب گذشته است گرد عرش طواف كند جويان خداوند عرش ، خداوند عرش را بر عرش نيابند و از عرش از آن‌سو راه نيابند جز گشتن نفس است گرد عرش روى نماند ، و گشتن سر گرد عرش هم چون گشتن نفس است گرد كعبه . بزرگان گفته‌اند كه كعبه بر زمين قبلهء نفس است و عرش بر آسمان قبلهء سر است ان اللّه تعالى خلق العرش اظهارا لعظمته لا مكانا لذاته . باز گفت : فكسيت الانوار ، يعنى اين همت انبياء را نورها پوشانيدند . حق تعالى مر اسرار خواص خويش را به انوار صفات خويش تجلى كند تا مر ايشان را از صفات غير خويش فانى گرداند . باز گفت : و رفع منها الاقدار ، برداشت از ايشان قدرها . يعنى هيچ قدر مر ايشان را اندر نيابد و هيچ كس به مقام ايشان نرسد و از سر ايشان قدر همه چيزها برداشت تا اندر سر ايشان هيچ چيز را مقدار نماند اندر جنب قدر حق تعالى « 5 » و گفت : و اتصلت بالجبار ، به جبار پيوست سرهاى
هامش
( 1 ) - دنبالهء سخن سهل بن عبد اللّه است . ( 2 ) - التعرف : جالت ص 70 ( 3 ) - شرح تعرف ص 185 : فكسبت كه خطا است ( 4 ) - در شرح تعرف ص 185 ج 2 نيز : الاقدار است ولى در متن عربى التعرف ص 70 الاقذار آمده است . ( 5 ) - چنان كه ملاحظه مىشود معنى عبارت آن‌سان كه بايد قانع‌كننده نيست . فعل فكسيت را مجهول و : رفع را معلوم معنى كرده است و با اين همه حاصل دلپذير نمىباشد . اگر همان گونه كه در متن عربى التعرف ثبت شده است اصل كلمه الاقذار بوده باشد
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 183 | مجهول / احمد على رجايى