من يوازى الانبياء ممن دونهم من الاولياء و ليس فيهم من يوازى الانبياء عليهم السلام « 1 » فى الفضل لا صديق و لا ولى و لا غيرهم و ان جل قدره و عظم خطره .
اين فضل از بهر آن ياد كرديم كه گروهى خود را بدين طايفه منسوب كردند و گفتند مقام ولايت برتر از مقام نبوت [ است ] و مر نبى را علم ظاهر باشد و مر ولى را علم سر باشد و مر آن را علم لدنى نام كردند و قصهء موسى و خضر عليهم السلام گفتند كه موسى نبى بود و خضر ولى تا موسى را عليه السلام به شاگردى خضر حاجت آمد از بهر آن كه وى عالمتر بود و القصة بطولها .
فاما آن كه پيران اين مذهبند و بر دين ايشان اعتماد است از اين اعتقاد بيزارند و مر قايل اين را به تضليل و تكفير وى گواهى دهند و روا ندارند كه هيچ كس غيب داند مگر به اطلاع خداى عز و جلّ . كما قال اللّه تعالى :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ »
« 2 » و روا ندارند كه هيچ كس را مقام برتر از مقام انبياء باشد يا برابر باشد الا فروتر از مقام انبياء ، خواهى آن كس صديق گير و خواهى ولى گير .
از بهر آن كه انبياء سفيرند ميان خلق و خداى تعالى و سفير به ملك نزديكتر باشد و اسرار ملك بهتر داند . و نيز ولى را واجب است ايمان آوردن به نبى و اگر ايمان نيارد كافر گردد و اگر اين پيغمبر مر آن ولى را نشناسد مر پيغمبرى وى را زيان ندارد .
قال النبى صلى اللّه عليه و سلم لعلى رضى اللّه عنه : هذان سيدا كهول اهل الجنة من الاولين و الآخرين الا النبيين و المرسلين . يعنى ابا بكر و عمر
هامش
( 1 ) - در متن عربى التعرف ص 69 و شرح تعرف ص 179 ج 2 اين قسمت از عبارت عربى نيست : . . . ممن دونهم من الاولياء و ليس فيهم من يوازى الانبياء عليهم السلام كه با توجه به پارهاى مكررات نبودن آن اولى به نظر مىرسد .
( 2 ) - سورهء 72 جن قسمتى از آيهء 26 و 27