باب حادى [ و ] عشرون - بيست و يكم اختلفوا فى المعرفة نفسها ما هى « 1 »
جنيد گفت رحمة اللّه عليه : معرفت وجود جهل تو است نزديك قيام علم حق . يعنى كه بدانى كه ازآنجاكه تويى جاهلى به حق و مر او را كه بشناختى از آنجا شناختى كه وى است . معنى آن است كه خلق را از آنجا كه خلقند ايشان را علم صفت نيست . پيش از آن كه مخلوق گشتند ، معدوم بودند و معدوم لا شىء بود و لا شىء را وصف نبود ، نه معرفت ، نه نكرت ، نه علم نه جهل نه ساير صفات . پس پيش از آن كه حق خلق را بيافريد ، هيچ چيز نبود كه مر او را بشناختى يا بدانستى مر او را [ او را هم ] « 2 » وى دانست چون بيافريد ايشان را جماد بودند و جماد را معرفت محال است . باز اندر ايشان عقل مركب كرد و عقل هم علت معرفت نگشت كه اگر عقل علت بودى هر عاقلى عارف بودى . باز چون
هامش
( 1 ) - در متن عربى التعرف اين باب بيست و دوم است و عنوانش : اختلافهم فى المعرفة نفسها ص 66 و در شرح تعرف ص 136 ج 2 عنوان با خلاصه يكى است بىذكر باب و عنوان آن
( 2 ) - از متن خلاصه افتاده است كه با توجه به معنى و هم ص 136 از جلد دوم شرح تعرف افزوده شد .