بيرون آرد مر آن را كه اندر دل وى مثقال ذرهاى ايمان باشد ، و مقرند به تأييد بهشت و دوزخ و آن كه هر دو مخلوقند و باقى خواهند بود ابد الابد لا يفنيان و لا يبيدان . و همچنين اهل بهشت و دوزخ باقى باشند در آن خالدون مخلدون ، منعمون و معذبون لا ينفذ نعيمهم و لا ينقطع عذابهم .
و نزديك ما بهشت و دوزخ هر دو آفريدهاند و دلايل قرآن و اخبار بدان ناطق است . و عامهء مؤمنان را مؤمن دانيم به ظاهر ايمان ايشان و سرهاى ايشان [ را ] به خداى عز و جلّ باز گذاريم . هر كسى كه از وى كلمهء ايمان شنيديم به حكم شريعت مر او را به ظاهر مؤمن خوانيم . و همچنين كافر به كلمهء كفر كافر دانيم و اين حكم كه شريعت ما را فرموده است اندر مؤمنان و كافران به ظاهر برانيم ، و ما را با سر ايشان كار نيست .
و مصطفى فرمود صلى اللّه عليه و سلم : صلوا خلف كل بر و فاجر و صلوا خلف كل من قال لا إله الا اللّه و صلوا على كل من قال لا إله الا اللّه .
و مذهب اين طايفه آن است كه اين شهرها كه اندر وى خلق به قبله همى نماز كنند دار اسلام است . و نيز شرط مؤمنى گزارد شرايع نيست و لكن اعتقاد كردن وجوب شرايع است . نبينى كه اگر بندهاى اين اعتقاد كند و پيش از گزاردن بميرد به اتفاق ، مؤمن مرده باشد . پس چون عامهء خلق معتقدند وجوب شريعت را هر چند امرها همى ضايع كنند مقرند به وجوب امر ، و هر چند نهىها ارتكاب كنند مقرند به تحريم مناهى ؛ درست شد كه ايشان مؤمنانند و چون باشندگان شهر مؤمنان بوند دار ، دار اسلام باشد و دار ، دار ايمان .
و گفت اين همه خلق مؤمنان و مسلمانانند و اهل كبائر همه مسلمانانند و مؤمنانند به اعتقاد كردن ايمان و اسلام و بدان كبيره كه همىكنند فاسقند و به فسق نام مؤمنى برنخيزد و به هيچ فعل از ايمان بيرون نيايند جز به كفر .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: مجهول
ص١٣٧