تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
الشاهد يرى ما لا يرى الغائب . پس ايشان عالم‌تر باشند به معانى وحى و اسرار دين بهتر دانند . پس اقتدا كردن به ايشان واجب است از بهر اين معانىها و دليل آيات و اخبار كه ياد كرديم . و زبان‌ها نگاه داشتند از سخن گفتن ميان ايشان بدان خلاف‌ها كه در ميان ايشان افتاد . و اين اشارت است به حديث على مرتضى رضى اللّه عنه و معاويه . هر چند ميان ايشان خلاف رفت ما زبان از ايشان نگاه داريم . و ببايد دانستن كه امير المؤمنين على رضى اللّه عنه امام به حق بود و معاويه امام به حق نبود ، اما سلطان ياغى بود و احكام وى هم چنان نافذ بود چون احكام‌هاى حق . و از امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه پرسيدند از معاويه و ياران وى گفت : اخواننا بغوا علينا . چون ايشان را برادر خويش خواند اگر كافر و ضال بودندى برادر نخواندى . پس ما همان گوييم كه على رضى اللّه عنه گفت و زبان از ايشان نگاه داريم خاصه معاويه كه كاتب الوحى بود و ام حبيبه خواهر وى زن مصطفى بود صلوات اللّه عليه . و گفت آن خلاف كه بر ايشان رفت قدح نكرد اندر حسنى كه مر ايشان را از خداى تعالى سابق رفته بود . قال اللّه تعالى :
وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى
« 1 » و گفت آن كس‌ها كه مصطفى صلوات اللّه عليه مر ايشان را گواهى داد به بهشت اندر بهشت باشند و مر ايشان را عذاب دوزخ نباشد و خروج نبينند بر سلطانان هر چند ظالم باشند . مذهب اهل سنت آن است كه سلطان جائر هم چنان باشد كه سلطان عادل ، به وى خروج نشايد كردن و مر او را طاعت بايد داشتن . و ببايد دانستن كه فساد سلطان از فساد خلق آيد چنان كه مصطفى صلوات اللّه عليه فرمود : امراؤكم اعمالكم . و ديگر به روايتى فرمود : كما تكونون يولى عليكم . و گفت امر معروف و نهى
هامش
( 1 ) - سورهء 4 نساء آيهء 95