تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
و گفت نماز واجب دانند بر همه مردگان اهل قبله به دليل خبر كه فرمود عليه السلام : صلوا على كل من قال لا إله الا اللّه . و گفت نماز بگزارند از پس هر نيكوكارى و فاجرى و اين دليل است كه فجور ، زوال ايمان واجب نكند كما قال النبى صلى اللّه عليه و سلم : صلوا خلف كل بر و فاجر ، اگر فاجر مؤمن نبودى از پس نامؤمن نماز روا نباشد . و گفت نماز آدينه و عيدها و جماعت‌ها واجب بينند بر هر كسى از مسلمانان كه او را عذرى نيست اندر تخلف كردن چون سفر و مرض و آن چه بدين ماند و با هر سلطانى كه باشد بد يا نيك ، عادل يا جائر و جهاد نيز با ايشان و حج نيز همچنين . اما اگر سلطان به معصيتى خواند يا غير سلطان ، طاعت داشتن واجب نيايد . مصطفى فرمود : صلوات اللّه عليه : لا طاعة للمخلوق فى معصية الخالق . و گفت خلافت حق دانند و اين خلافت روا نباشد مگر اندر قريش . اعتقاد اهل سنت آن است كه خلافت و امامت قرشى بايد ، علوى شرط نيست . مصطفى فرمود عليه الصلاة و السلام : الائمة من قريش . و امير المؤمنين ابو بكر صديق رضى اللّه عنه به اقرار و اجماع « 1 » تمامت صحابه خليفت گشت و هيچ كس را خليفت پيغمبر نخواندند عليه السلام از صحابه مگر ابو بكر الصديق را رضى اللّه عنه و از پس وى عمر و عثمان و على را رضوان اللّه عليهم امير المؤمنين گفتند و خليفه نگفتند . اين اجماع ايشان حجت گشت بر همه روافض تا قيامت . و هر چهار امامان به حق بودند و خلفاء الراشدين بودند از بهر آن كه مصطفى صلوات اللّه عليه فرمود : الخلافة
هامش
( 1 ) - در متن خلاصه اجتماع است و با توجه به اصطلاح و هم شرح تعرف ص 21 ج 2 اصلاح شد .