عقاب . و وعيد حق خداى است بر بندگان و وعده حق بندگان است بر خداى تعالى بدان روى كه بر خود واجب كرده است ، نه بدان روى كه بنده را بر خداى چيزى واجب شود . اگر تمام بخواهد حق خويش از ايشان و تمام نرساند به ايشان حق ايشان ، اندر خور فضل وى نباشد با وجود بىنيازى وى از ايشان و نيازمندى ايشان به وى . و ليكن اندر خورتر به فضل وى و سزاوارتر به كرم وى كه تمام برساند بديشان حق ايشان و بفزايد مر ايشان را از فضل خويش و به ايشان بخشد حق خويش .
و همچنين خبر داد از خود فقال :
إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها
« 1 » خداوند عز و جلّ فرمود كه چند ذرهاى حق بندگان باز ندارد و اگر نيكويى باشد دو چندان گرداند
وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً
« 1 » و از نزد خويش مزدى بزرگ بدهد . آن كه خداوند مر او را مزد بزرگ خواند حد وى كس نداند و آن كه از خود دهد اندر خور خود دهد چون وى عظيم است آن چه از خود دهد عظيم باشد دل قوله
« مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً »
دليل گشت كه گفت از نزد خويش دهم كه آن داده فضل است نه جزاى عمل .
هامش
( 1 ) - سورهء 4 - نساء آيهء 40