تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
اين كبير گويند و اين را در جنب آن صغير گويند پس معنى :
« إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ »
چنين بود كه از كبيره‌ها مطلق دور باشيد و آن انواع كفر است و آن چه دون او است همه صغايرند در جنب او بيامرزم آن را كه خواهم . مطالبت كردند نفوس خويش را به تمامى به جاى آوردن حق خداى تعالى ، به باز ايستادن از آن چه خداى تعالى نهى كرد و به جاى آوردن آن چه به وى امر كرد و مطالبت كردن حق خداى تعالى از تن‌هاى خويش و ديدن تقصير در شرط به جاى آوردن عمل . و اين را معانى بسيار است : يكى آن است كه چون در زير بار منت حق غرقه گشتند و از گزاردن حق منت عاجز آمدند خداى را بر ايشان منت آمد نه ايشان را بر خداى تعالى . و ديگر معنى آن است كه بر بنده حق خداى تعالى واجب است و بنده را بر خداوند هيچ حق واجب نيست آنجا كه وجوب حق است مطالبت درست است و آنجا كه وجوب حق نيست مطالبه چگونه بود . و ديگر معنى آن است كه با دوست خصومت نفس كردن محال است و در دعوى محبت شرط آن است كه دوست را بر مراد به جاى بگذارى و تسليم پيش آرى و مطالبت شرط تسليم نيست و مطالبت كردن محبت را تباه كند از بهر آن كه مطالبت ، نصيب خويش جستن است ، محب را نصيب خويش نباشد . و ايشان با پاكى ايشان و مطالبت حق خداى از خويشتن و آن راستىهايى كه در ايشان است اميد ايشان به خداى بر نصيب مردمان باشد و خوف ايشان از خداى بر نصيب خويش تا پندارى