كه همه وعيد « 1 » ايشان را آمده است و وعده غير ايشان را .
* * * « دنبالهء متن اصلى خلاصه » گفتند فضيل را شبانگاه عرفه به عرفات كه حال مردمان ( مى ) چگونه مىبينى ؟ گفت همه آمرزيدگانند اگر من ميان ايشان نيمى .
و سرى سقطى گفت رحمة اللّه عليه من هر روزى به آينه اندر نگرم چند بار ، از بيم آن كه نبايد كه روى من سياه گشته بود . از بهر آن كه مصطفى فرمود صلوات اللّه عليه : وجه المؤمن مرآة قلبه و وجه الكافر مرآة قلبه . و هم سرى گفت كه نخواهم كه جايى ميرم كه مرا بشناسند از بيم آن كه مر زمين مرا نپذيرد و رسوا گردم .
و گفت ايشان از همه خلق به خداى تعالى نيكوگمانتر باشند .
و يحيى معاذ گفت هر كه را گمان به خداى عز و جلّ نيكو نبود چشمش به خداى تعالى روشن نشود .
باز گفت و ايشان از همه خلق مر تن خويش را بدگمانتر باشند و از همه خلق مر تن خود را خوارتر دارند و مر تن خويش را سزاى هيچ خير نبينند نه دينى و نه دنياوى .
و گفت و الجملة ان اللّه تعالى قال :
« وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً »
« 2 » اخبر ان المؤمن له عملان . خبر داد كه مؤمن را دو كار است : صالح و سيئ نيك و بد فالصالح له و السيئ عليه .
نيكو مر او را است و بدى بر وى است . و وعده كرده است خداوند مر او را بدانچه او را است ثواب ، و وعيد كرده است بدانچه بر وى است
هامش
( 1 ) - پايان قسمتى كه به واسطهء افتادگى از متن اصلى خلاصه ، به وسيلهء مصحح اين كتاب از شرح تعرف تلخيص و به آن الحاق شده بود
( 2 ) - سورهء 9 - توبه آيهء 102