تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
رحمة اللّه عليه فى قوله تعالى :
« وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ »
« 1 » و هم چنان كه اجسام را در ليل و نهار سكون است ، افعال را نيز سكون است پس هر چه ساكن ليل و نهارند خواهى فاعل گير و خواهى فعل گير ، به خود مضاف كرد و گفت آن من است . و هم شيخ ابى بكر واسطى گفت هر كه دعوى كند چيزى از ملك خداوند و آن آن است كه اندر ليل و نهار ساكن است از خطرت باطن يا از حركت ظاهر كه آن ورا است يا به وى است يا سوى وى است « 2 » از قبضه چيزى مىبربايد و اندر عزت سستى همى اندر آرد . يعنى خداى تعالى فرمود
« وَ لَهُ ما سَكَنَ »
اين لام لام ملك است خبر داد كه اقوال و افعال و اجسام و جواهر كه ساكن ليل و نهارند ملك ويند ، كس را نرسد كه ملك وى آن خويش خواند . اين كه مىگويد : له و به و اليه ، يعنى : له ملكا و به قياما و اليه رجوعا و منه ابتداء و وجودا . آغاز همه از من است و ملك همه آن من است و بقاء و قيام همه به من است و بازگشت همه سوى من است . اين هر چهار خداى را است عز و جلّ ، هر كه از اين يكى خود را دعوى كند ، قصد آن مىكند كه از قبضهء خداى چيزى بستاند ، جاذب القبضه اين باشد قوله تعالى :
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ »
« 3 » خلق ايجاد و امر اطلاق فرمود كه خلق و امر ، مرا است . از خلق هست كردن خواست و از امر ، گشاده كردن . اين امر تكليف نيست چه امر اطلاق است از بهر آن كه قرين خلق است و مخلوق اندر خلق مكلف نيست يعنى هم چنان كت بيافريدم نتوانستى جز چنان بودن . چون بند از تو برداشتم تا كارى كنى جز آن نتوانى كردن كه من اطلاق كردم .
هامش
( 1 ) - سورهء 6 انعام آيهء 13 ( 2 ) - در التعرف ص 46 اضافه دارد : او منه ولى در متن خلاصه و همچنين شرح تعرف اين دو كلمه وجود ندارد و ترجمه نشده است . ( 3 ) - سورهء 7 اعراف آيهء 54