اين خطا است .
و گفت اگر مخلوق چيزى بتوانستندى كردن به خلاف خواست خداى تعالى نه مخلوق بودندى و نه مربوب و نه عبيد ، از بهر آن كه مخلوقان را اندر خلقت اختيار نيست و مربوب را اندر تربيت اختيار نيست چنان كه فرمود :
« وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ »
« 1 » چنان آفريدم كه خود خواهم ، آن را گزينم كه خود خواهم . جاى ديگر فرمود :
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ »
« 2 » گفت بيافريدمت و مر ترا اختيار نه ، و روزى دادمت و ترا تكلف نه ، باز بميرانمت و مر ترا مراد نه ، باز زنده گردانمت و مرا با تو تدبير نه ، چون اول و آخر مر ترا اختيار نيست اندر ميانه اختيار چگونه است . بعضى بزرگان گفتهاند بندگى كردن ديگر است و بنده بودن ديگر . بندگى كردن آن است كه آن كنى كه فرمايند و بنده بودن آن است كه بپسندى آن چه كنند . قوله تعالى :
« خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ »
« 3 » پس هر چه نام شىء بر وى افتد و مخلوق بود خداى عز و جلّ خالق آن باشد . قوله تعالى :
« وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ »
« 4 » هر چه بندگان كردند اندر كتابها نوشته است . و فعل بندگان بر دو گونه است : يا خير يا شر ، و خداى تعالى حكم كرد كه هر دو ثابتند اندر كتاب . و چون بىاختلاف ، افعال بندگان اشياء است خير است و شر ، بايد كه خالق همهء افعال خداوند تعالى باشد و اگر بعضى احوال ، غير مخلوق حق تعالى باشد پس حق تعالى خالق بعضى اشياء باشد دون جميعها ، و اگر خالق اجسام خداى بودى و خالق بعضى افعال خداى نبودى ، خالق بعضى اشياء بودى نه خالق كل اشياء ، پس اللّه خالق كل شىء « 3 » ، دروغ بودى و چون بر خداى تعالى دروغ روا نيست و هر كه روا دارد كافر است درست شد كه خالق افعال ،
هامش
( 1 ) - سورهء 28 قصص آيهء 68
( 2 ) - سورهء 30 روم آيهء 40
( 3 ) - سورهء 13 رعد آيهء 16
( 4 ) - سورهء 54 قمر آيهء 52