كنند كه ورا از بهر وى آفريده باشند .
عمر رضى اللّه عنه گفت : الآن طاب العمل .
و سؤال كردند كه چه بينى يا رسول اللّه اين فسون كه همىكنيم يا دارو كه همىكنيم و همىخوريم بازدارند تقدير خداى را عز و جلّ ؟
فرمود كه آن از تقدير خداوند است يعنى تقدير چنان رفته است كه فسون كنند و من بيمارى به فسون بردارم و دارو خورند و بيمارى به دارو بردارم و دعا و اجابت هر دو اندر تقدير رفته است و دادن صدقه و رد بلا و نزول رحمت همه اندر قضا رفته است .
قال النبى صلى اللّه عليه و سلم : « و اللّه لا يؤمن احد حتى يؤمن بالقدر خيره و شره من اللّه » قول پيغمبر عليه السلام بىسوگند حجت باشد پس چون سوگند خورد چگونه باشد .
و به لفظى ديگر فرموده است : « لا تجد عبد حلاوة الايمان حتى يؤمن بالقدر خيره و شره من اللّه » و به خبرى ديگر فرموده است : « لن يخلص الايمان الى قلب عبد حتى يؤمن بالقدر خيره و شره من اللّه »
اين اخبار مختلف دليل است كه ايمان به قدر ، شرط ايمان است .
و نيز گفت مصنف كتاب چون شايست كه حق تعالى عينى آفريند كه شر است ، شايست كه فعل آفريند كه شر است . و عين شر كه آفريد چون ابليس و شياطين و فعل شر چون كفر و معاصى و چون اجماع است كه حركات مضطر كه مفلوج باشد آفريدهء خداوند [ است ] ، همچنين حركت مختار بايد كه آفريدهء وى باشد جز آن كه حق تعالى و تقدس بيافريد اندر اين كس كه در حركت خويش مختار است ، حركت و اختيار اندر وى بيافريد . و حركت آن كه مجبور است هم خداوند بيافريد و ليكن در وى اختيار نيافريد . قادر را و عاجز را هم وى آفريد . و گفت ابو بكر واسطى
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: مجهول
ص٩٤