تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
كرد و برفت ، قدّس اللّه روحه و ولى من الكوثر فتوحه . و جماعتى از اهل نجوم و بعضى حكما و بيشتر اهل كازرون ، به چند روز پيش از وفات شيخ ، مشهور مىگفتند : كه روز چهارشنبه ، يازدهم ذىالقعده ، وقت العصر ، زلزله‌اى سخت خواهد بود . و مردم از اين خبر كه مىدادند به غايت مخوّف بودند و آن روز مترصّد مىبودند تا چه شود و چون باشد ؛ تا وقت العصر واقعهء كارهه حادث شد و آن زلزله كه مىنمودند . شعر :
اندر نهادِ جمله بنىآدم افتاد * وز چشم‌هاى خلق بسى چشمه‌ها گشاد روى زمين ز قطرهء بارانِ ديده‌ها * نم شد چنان‌كه دجله دهد نم به باغ داد فريادِ صادقان به عنانِ سما رسيد * و افغانِ مخلصان به بسيطِ زمين فتاد چشم جهان مصيبت ازين سخت‌تر نديد * دستِ زمان نواله ازين تلخ‌تر نداد در چشم و فرق ما به جز از آب و خاك نيست * بر جان و دست ما به جز آتش نماند و باد يا رب چه درد بود كه دل‌هاى ما بسوخت * و آيا چه داغ بود كه بر جان ما نهاد آن دل كزين مصيبت نشد مبتلاى غم * يا رب كه هيچ وقت و زمان شادمان مباد
و از پيش ياد كرديم كه شيخ ، قدّس اللّه روحه [ را ] هيچ رنجورى و مرض نبود و اين واقعهء هايله ، ناگاه حادث شد ، چنان‌كه چون اين خبر در ميان خلق افتاد ، باور نمىداشتند ، از آن جهت كه آن روز بسيار كس از بهر حاجات به خدمت شيخ آمده بودند و شيخ مهمّات ايشان كفايت كرده بود ، هنوز شب پديد نشده بود كه اهل شهر اين واقعه را معلوم شده بود و همه روى به خانقاه عليا نهادند - كه امروز مزار
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 231 | محمود بن عثمان / منوچهر مظفريان