تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
بىشعلهء ضمير تو رخشنده نيست خور * بىحكم و همّت تو زمين نيست برقرار در ماتمِ تو نيل‌فروشان آسمان * بر چهرهء منيرِ قمر سوده‌اند قار
و ديگرى در اوّل مرثيه اين دو بيت آورده :
وا حسرتا كه شيخِ جهان از جهان برفت * خورشيد و ماه عالميان از ميان برفت بىنورِ روى و ذاتِ شريفِ مطهّرش * پرتو ز روى مِهر و مهِ آسمان برفت
و ديگرى در اوّل مرثيه اين يك بيت آورده :
اى كز غمِ تو بر سر خورشيد و ماه كاه * بىآفتابِ روى تو روىِ فلك سياه
و ديگرى در ميان مرثيه اين دو بيت آورده :
از دودِ آتشِ دل ما چرخ شد سياه * وز اشكِ چشمِ خلق جهانى پرآب شد چون مهرِ چرخِ عصمت و تقوا غروب كرد * روزِ خلايقست چو شب كآفتاب شد
اما از واقعات كه پيش از وفات شيخ ، قدّس اللّه روحه ، ديده‌اند يكى اين است كه به چند روز پيش از وفات شيخ ، يكى از صلحا به واقعه ديده بود كه رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، درگذشته بود . در تعبير اين واقعه گفتند كه يكى كه امروز قائم مقام رسول اللّه و دين محمدى به او قائم است درگذرد .

حكايت

يكى از صلحا به واقعه ديده بود كه منارهء اسلام و يك ركن از مسجد جامع مرشدى ناگاه بيفتاد . و بعد از سه روز ، شيخ ، قدّس اللّه روحه ، درگذشت . ديگر اين كمينه را از فقيه كريم الدين استماع [ افتاد ] كه گفت : روز پيش از وفات شيخ ، قدّس اللّه روحه ، شبى به واقعه ديدم كه رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، وفات يافته بود ، و شيخ الاسلام در صحرايى ايستاده بود و قبرى فرومىبرد و هيچ‌كس در آن صحرا نبود . من در آن نزديكى ايستاده بودم ، تا شيخ آن قبر تمام فروبرد و جسد مطهر رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، به سينهء مبارك گرفته بود و در آن قبر نهاد و دفن فرمود و روى بدين كمينه كرد و گفت : مدت عمر ما سبب همين بود تا آن كار تمام كنيم . بعد از يك ماه شيخ درگذشت ، قدّس اللّه روحه .