باب دوازدهم در قربتى كه شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه العزيز ، با روح مقدس شيخ مرشد ، قدّس اللّه روحه العزيز ، بوده
و عماراتى كه به اشارات شيخ مرشد در بقعهء مرشدى كرده و ذكر فضائل خانقاه عليا كه به اشارت شيخ مرشد ساخته
حكايت
نقل است از شيخ محمود بن خواجه امام الدين ، رحمة اللّه عليه ، كه گفت : يك روز چاشتگاه ، پدرم ، خواجه امام الدين مسعود ، رحمة اللّه عليه ، همهء فرزندان و مريدان حاضر كرد و گفت : مدتى است كه نگران آن مىبودم كه وطن خود به كازرون سازم ، و بىاجازت شيخ مرشد ، قدّس اللّه سرّه ، يارا نداشتم ؛ و همهروزه در اين بودم كه تا از حضرت شيخ مرشد چه اشارت رسد . دوش ، شيخ مرشد ، قدّس اللّه روحه ، به واقعه ديدم ، اشارت فرمود كه تو را اجازت نيست كه در كازرون وطن سازى ، اما فرزندان تو را اجازت هست . و از فرزندان تو يكى پديد شود كه او مرا همچون فرزند باشد و نصيبى تمام از من بيابد و جمله مصالح و كارهاى خود به وى تفويض كنم . يعنى شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه .