شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : اعرابىاى به حضرت رسول اللّه رفت ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، گفت : يا رسول اللّه ، حساب ما فرداى قيامت كه خواهد كرد ؟ رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، گفت : حق تعالى . فقال اعرابى نجوت و ربّ الكعبة لأنّ إذا قدر غفر . اعرابى گفت : به خداى كعبه سوگند مىخورم كه نجات بيافتم ، از آن جهت كه گويم به خداى كعبه چون قدرت يابد ، عفو كند و بيامرزد . بيت :
يا مونس الضّعفاء فى خلواتهم * أنت الحبيب و ما سواك
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : اگر بنده امروز به علم و عقل و شفقت و مرحمت حق تعالى مىبيند ، به حقيقت اين ديد در آن زمان مشاهده كند كه به عالم فانى رحلت كند و به خداى بازگردد بىزحمت وجود ؛ آنگاه ، فضل و كرم و لطف و نوازش حق بيند ، و گويد : يا ليت قومى يعلمون بما غفر لى ربّى و جعلنى من المكرّمين .
گفت : مرگ وعدهگاه لقاء حق تعالى است . پس ، كه باشد كه لقاى حق تعالى رغبت ننمايد ؟ الموت موعود للقاء و هل رأيت حبيب يكره لقاء خليله . مرگ وعدهگاهى است براى ديدار خداى ؛ و هرگز ديده باشى دوستى كه ديدار دوستى خود كراهيت دارد ؟
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : مجد الدين بغدادى ، رحمة اللّه عليه ، فرموده است :
آن مرد نىام كز عدمم بيم آيد * كان نيمه مرا خوشتر ازين نيم آيد
جانيست مرا داد خدا عاريتى * تسليم كنم چو وقت تسليم آيد
پس ، در آن ساعت خوشدل بايد بود . إنّا للّه و إنّا إليه راجعون بشارتى تمام است .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : دوستان خداى در وقت مرگ چنين گويند :
ما كارك خويش با تو برديم به سر * دستافشانان رويم از اين خانه به در
گفت : دنيا خانهء غم و اندوه و بلا و فتنه است . و تا مؤمن در اين عالم بود ، از اين جمله خالى نبود . پس ، چون از اين عالم خلاص يافت و بهشت بر وى مكشوف شد ، ديگر غم و اندوه نيابد و اين جمله او را كرامت گردد . الحمد للّه أذهب عنّا الحزن ، إنّ ربّنا لغفور شكور . و گفت : در آن زمان كه رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، در