تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
و من كلامه ، شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه :
تا كى آخر نام جانان مىبريم * دل به جان آمد ز دل جان مىبريم ديگران گر زيره از كرمان برند * زيرِمان هم بازِ كرمان مىبريم دُرِّ درياىِ قدَم از تيره‌خاك * بازِ قعرِ بحرِ عمّان مىبريم از چمن برگ گلى بادِ صبا * برده بود آن بازِ بستان مىبريم ذرّه بىخورشيد تاريكست جاى * پيشِ آن خورشيدِ رخشان مىبريم شد خلاصِ يوسف از زندان و چاه * مژده سوىِ پيرِ كنعان مىبريم
و من كلامه ، شيخ ، قدّس اللّه روحه :
دل ز جان بركن كه زينجا مىرويم * بىدرنگ امروز فردا مىرويم مرغِ جان از دامِ تن آمد ملول * زين قفس در صحنِ صحرا مىرويم دير تا در چاه ظلمت مانده‌ايم * زين نشيبِ تيز بالا مىرويم
و گفت : شيخ سهل عبد اللّه ، رحمة اللّه عليه ، فرموده است : إذا دفنت النّفس تحت الثّرى وصل القلب إلى العرش . گفت : چون جسد در زير خاك نمكين دفن كردند ، دل و جان به عرش پيوست . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، روزى در خلقت اشيا سخن مىگفت و در تفسير
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ »
تقرير مىفرمود . پس ، گفت : جملهء اشيا بود آنك نبودند ، و باشند كه نباشند ؛ اما آدم و آدمىزاد را بود آنك نبودند ، و نباشند ؛ كه نباشند كه در شأن ايشان اشارت چنين آمده است : خلقتم للأبد . و اين خاص از كرامت بنىآدم است . و قد قال رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم : ما خلق اللّه شيئا أشبه به من آدم . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : اين تشبّه در بقا بود ؛ چنان‌كه شيخ ابو الحسن خرقانى ، رحمة اللّه عليه ، گويد : تا خدايى خدا باقى است ، درد ابو الحسن باقى است . و اين كلمه تعلق [ نه ] به اين جسم فانيست ؛ بلكه « 1 » نسبت اين كلمه با روح است و اصليّت شخص . و گفت : هرچه در اين عالم به ظهور آمد اميد ثبات و بقا بدان نتوان داشت . جبلّت آدم ، عليه السلام ، در اين عالم از خاك ساختند ؛ و آن خاك نيز به عاريت برگرفته
هامش
( 1 ) . در متن : بلكه .