تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و گفت : روز قيامت هر پيغمبرى مىگويند : نفسى نفسى . و همه به خود فرومانده باشند . و گويند : شغلنى أمرى عن أمر غيرى : و در آن روز حق تعالى ، خشمگين بود ، خشمى چنان‌كه پيش از آن حق تعالى چنان خشمگين نبوده باشد و بعد از آن چنان خشمگين نشود ، تا از آنكه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، شفاعت كند از براى آن‌كس كه او را اجازت دهند . پس ، گفت : غنيمت دان اين زمان كه نفسى از عمر تو باقى است و كار بر تو افتاده است و استعداد به دست تو است ؛ و اعمل فى أيّام قصار لأيّام طوال حتّى تربح ربحا منتهى بسروره و گفت : حق تعالى وحى كرد به موسى ، عليه السلام ، و گفت : يا موسى ، چون بامداد كنى بايد به انديشهء مرگ مشغول باشى . به درستى كه ملك‌الموت در هر ساعت هفتاد بار نظر مىكند در نامهء اجل‌ها و تو ندانى كه اجل تو كى خواهد آمد . و گفت : يا موسى ، چون شب كنى ، بايد كه انديشهء بامداد در تو نبود ، كه باشد كه روح تو قبض كنند و تو در خواب باشى . و گفت : يا موسى ، اگر مرگ به تو رسد و بىوضو باشى ، بايد كه ملامت نكنى الّا نفس خود را . پس ، شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : همچنان‌كه واجب است كه تزكيهء باطن به حضور محافظت نمايند ، همچنان [ بايد ] كه تزكيهء ظاهر به وضو مداومت نمايند . و گفت : شيخ معروف كرخى ، قدّس اللّه سرّه ، روزى طهارت شكست ، در حال تيمّم كرد . گفتند : يا شيخ ، اينك دجله ، چرا تيمم كنى ؟ گفت : تواند بود كه تا به دجله رسم نمانده باشم ، و من مىخواهم كه چون ملك‌الموت به قبض كردن روح من آيد طاهر باشم .

فصل بيست و ششم در رجاء

شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : بنده را در هر وقتى عملى بايد كه مناسب آن وقت و آن زمان باشد . و مناسب جميع ايام حيات بنده آن است كه عمل او در خوف بود و لحظه‌اى از خوف و خشيت بيرون نيايد ، تا كار او به سلامت بود . اما مناسب زمان وفات بنده در وقت نزع جان او ، بايد كه عمل او در عين رجا بود و اميدوارى او به طرف حق تعالى هرچه تمام‌تر باشد و در آن زمان اميدوار و فارغ و خوش‌دل بود و